عبد الملك الخركوشي النيسابوري ( مترجم : نجم الدين محمود راوندى )
56
شرف النبي ص ( فارسي )
ديد از نبوت اين بود كه او را گفتند : بپوش . پس از آن هرگز كسى عورت رسول نديد . ( 1 ) و از جعفر بن سليمان الضبعى روايت است كه از عبد الرحمن بن حبيش پرسيدند ، و او مردى بزرگ بود ، گفتند : يا ابن حبيش ، چگونه كرد رسول عليه السلام آنگاه كه شيطان كيد خواست كرد . گفت : ديوان فرو آمدند از كوه و وادى ، و قصد رسول كردند ، و در ميان ايشان ديوى بود شعلهء آتش در دست . خواست كه رسول را از آن آسيبى رساند . چون رسول عليه - السلام ايشان را بديد بترسيد . جبريل عليه السلام بيامد و گفت : بگو . رسول گفت : چه گويم ؟ گفت بگو تعويذ رسول عليه الصلاة و السلام اعوذ بكلمات اللّه التامات التى لا يجاوزهن برء و لا فاجر من شر ما خلق و ذراء و براء و من شر ما ينزل من السماء و ما يعرج فيها و من شر ما ذراء فى الارض و من شر ما يخرج منها و من شر كل طارق الا طارقا يطرق بخير يا رحمن . گفت : آن آتش بمرد و خداى تعالى ايشان را هزيمت كرد . و آوردهاند كه از رسول عليه السلام پرسيدند كه ترا ياد هست كه عبد المطلب فرمان يافت ؟ رسول گفت : مرا دران وقت هشت سال بود .