عبد الملك الخركوشي النيسابوري ( مترجم : نجم الدين محمود راوندى )

50

شرف النبي ص ( فارسي )

جواب سلام ايشان بداد . و محمد را عليه السلام ( 1 ) گفت : مرحبا بك يا محمد به خدا و به لات و عزى من پيوسته ترا دوست داشته‌ام ، و امروز دوستى تو بزيادت شده است پيش من ، و هر حاجت كه از من خواهى بر آورم . پس قوم را ترحيب تمام بكرد . بو طالب گفت : من آمده‌ام تا سلام بر تو كنم ، و تو خديجه دختر b 9 I برادرت را به پسر برادر من دهى ، محمد كه حاضرست . عمرو بن نوفل گفت : اى معاشر قريش ، گواه باشيد كه من خديجه بنت خويلد را به محمد بن عبد الله بن عبد المطلب دادم به نكاح درست بر مهرى معين ، شما گواه باشيد ، و خواهنده بو طالب بود . گفت : الحمد للّه الذى جعلنا من ورثة ابراهيم و نسل اسماعيل صلوات اللّه عليهما و جعل مسكننا بيتا محجوبا و حرما آمنا و جعلنا حكاما على الناس اجمعين . ان ابن اخى هذا لا يوزن برجل الا رجح عليه و ان له لخطبا جليلا و نبأ عظيما و ان كان مقلا فى المال فان المال رزق حايل و حظ زايل و قد خطب اليكم رغبة فى خديجتكم و قد بذل لها من الصداق حكمكم عاجله و آجله و السلام علينا و عليكم . ( 2 ) معنى خطبه آن است كه سپاس خداى را كه ما را از ورثهء ابراهيم و نسل اسماعيل كرد ، و جاى ما خانه‌اى ساخت در حجاب داشته از دشمنان ، و حرمى كه هر كه درو باشد امن باشد و ما را حاكم گردانيد بر مردمان جمله . بدرستى كه پسر برادر من محمد با هيچ كس مقابله نكنند او را و بر نسنجند الا كه محمد بر او رجحان دارد و بچربد و او را كارى بزرگ در پيش است و خبرى عظيم و اگر چه درويش است از مال دنيا ، بدرستى كه مال روزيئى است گردنده و حظى است شونده . و مىخواهد از شما و رغبت مىكند در خديجهء شما و مبذول مىدارد مهر چندانكه شما را حكم باشد زود و دير ، و درود بر ما و بر شما . پس خديجه بفرمود كنيزكان را تا دف مىزدند و رقص مىكردند . و حلهء يمانى بفرستاد تا به عم خديجه بردند . ( 3 ) محمد آن شب خواست كه با بو طالب برود خديجه گوشهء رداى