عبد الملك الخركوشي النيسابوري ( مترجم : نجم الدين محمود راوندى )

80

شرف النبي ص ( فارسي )

مسواك و سوزن و رشته و مصحف و دوال ، تا اگر خواستى جامه دوختى و اگر خواستى نعلين نيك كردى . ( 1 ) و چون عطسه‌اش آمدى ، آواز بلند نكردى و به دست يا به جامه دهان بپوشيدى ، و جامه‌هاى سبز دوست داشتى ، و از براى خود جامه‌ها خريدى ، و بودى كه نيم داشته خريدى ، و بودى كه نو خريدى . و پيراهن و جبه و قبا چست داشتى بالاى كعب . و وقت بودى كه گليم پشمين تنها در پوشيدى و نماز كردى در آن و بسيار بودى كه ازار تنها بودى و بر وى هيچ ديگر نبودى ميان دو كتف هر دو طرف در بستى و نماز كردى . و رسول را گليمى سياه بود كه در پوشيدى . و ام سلمه گفت : هرگز چيزى نيكوتر از سپيدى رسول بر سياهى آن گليم نديدم . و كلاه در زير دستار نهادى و كلاه بى دستار داشتى و دستار بى كلاه و دوگوشى داشتى در كارزار ، و بودى كه از سر فرو گرفتى و سترتى ساختى در پيش نمازگاه . و بسيار بار دستارهاى خز سرخ كه با سياهى زدى در سفر داشتى ، ( 2 ) و رسول را عمامه‌اى بود آن را سحاب خواندندى ، وقتى بر سر نهادى . پس به على ابو طالب داد و على بر سر نهاد . وقتى كه على آن بر سر داشتى و مىآمدى ، رسول عليه - السلام گفتى : اتاكم على فى السحاب ، يعنى در آن عمامه كه به دو داده بود . و رسول عليه السلام چون جامهء نو در پوشيدى بگفتى : اللهم انت كسوتنى فلك الحمد اللهم انى اسالك خير ما صنع له و أعوذ بك من شر ما صنع له بسم اللّه و الحمد للّه الذى كسانى ما اوارى به عورتى و اتجمل به فى الناس . ( 3 ) و چون جامهء نو در پوشيدى شكر خداى بگزاردى و درويشى را بخواندى و كهنه به وى دادى و گفتى هر مسلمانى كه جامه پوشاند مسلمانى را از براى خداى در ضمان و زينهار خداى تعالى باشد تا آن جامه در تن آن درويش مانده باشد زنده و مرده . و رسول را عليه السلام دو جامه بود خاص از براى روز آدينه جز از آنكه در روزهاى ديگر پوشيدى و دستار داشتى كه چون وضو كردى روى بدان بماليدى ، و اگر وقتى دستار با وى نبودى به گوشهء ردا روى بماليدى . و انگشترى زرين در