مؤلف مجهول
89
شرح قصيده برده ( فارسي )
باشد . يعنى : بگذار مرا و وصف آيات كمال آن حضرت ! يعنى مرا باوصاف آن حضرت رها كن و بامرى ديگر مشغول مكن . و وصف آيات آن حضرت آنست كه ظاهر شده است همچون ظاهر شدن آتش كه از براى مهمان افروخته شود در شب تاريك بر سر كوهى بلند . يعنى همچنانكه آن آتش محبوب و مرغوب و منظور و معروف و مشهورست ، انوار و اوصاف كمال و آيات جمال و جلال حضرت نبوى نيز محبوب دلها و مرغوب و مذكور زبانهاست ، و معروف و مشهور اطراف و اكناف آفاق است . پس درهاى سيراب را حسن و طراوت زياده مىباشد در حالتى كه منتظم و درهم كشيده باشد ، و شكسته نميشود قدر و مرتبهء آن زمانى كه در نظم نباشد . اوصاف كمال محمّدى نيز همچنان درهاى سيراب است ، به نظم كردن احتياج ندارد ، فامّا چون در سلك نظم كشيده شود حسن و طراوت و ملاحت آن البته زياده باشد . [ بيت 90 ] 90 فما تطاول آمال المديح الى * ما فيه من كرم الأخلاق و الشّيم مدّاح حضرت نبوى هر چند آرزو كند كه آنچه در اوست از بزرگى اخلاق و اوصاف ، توصيف نمايد و بشمارش آرد ، بر آن قادر نخواهد بود . يعنى : دراز نمىشود و بغايت نميرسد آرزوهاى مديح حضرت رسالت به نسبت آنچه در ذات آن حضرت مندرج است از مكارم