مؤلف مجهول
67
شرح قصيده برده ( فارسي )
رسول اللّه . يعنى من هيچ حرير و ابريشم مس نكردم كه آن نرمتر بوده باشد از كف مبارك حضرت رسالت ، و هيچ بوى خوش نبوييدم نه مشك و نه عبير كه خوشبوىتر بوده باشد از بوى حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و سلّم . و رزقنا رائحة شفاعته يوم الحساب . [ بيت 60 ] 60 يوم تفرّس فيه الفرس أنّهم * قد أنذروا بحلول البوس و النّقم روزى كه دريافتند فارسيان كه ايشان بيم داده شدهاند بفرود آمدن بلا و عقوبت . [ بيت 61 ] 61 و بات إيوان كسرى و هو منصدع * كشمل أصحاب كسرى غير ملتئم و طاق ايوان كسرى شب ولادت حضرت رسالت شكافته شد ، همچون اجتماع لشكر كسرى و اهل دولت او كه هرگز ديگر جمع نشدند و انضمام و التيام نيافتند . درين ابيات اشارت است بحالى چند از احوال حضرت رسالت عليه السّلام ، و علامات ظهور و خروج او : اول - آنكه در آن روز كه حضرت پيغمبر عليه السّلام بوجود آمد ، امراى فارس و بزرگان ايشان كه كافر بودند و بتپرست تفرّس كردند و دريافتند كه ايشان بيم كرده شدهاند بفرود آمدن شدّت و