مؤلف مجهول

64

شرح قصيده برده ( فارسي )

بكمال حسن خلق مشتمل است ، و بصفت انعام وجود و سخاوت در اطراف آفاق مشهور ، لاجرم همچون شكوفه لطيف و تازه و مانند ماه دو هفته عزيز و شريف است . و مثال دريا بىكران است ، در جود و كرم بحسب ظاهر و باطن ، و مانند دهر است در علوّ همّت كه : له همم لا منتهى لكبارها * و همّته الصّغرى أجلّ من الدّهر [ بيت 56 ] 56 كأنّه و هو فرد في جلالته * في عسكر حين تلقاه و في حشم گوييا كه او - و حال آنكه تنهاست و يگانه - در بزرگى ، در ميانهء لشكرى است در آن هنگام كه بينى تو او را ، و در ميان حشمى است . [ بيت 57 ] 57 كأنّما للّؤلؤ المكنون في صدف * من معدني منطق منه و مبتسم گويى كه [ كلمات او ] درّ و مرواريد مكنون است در صدف ، از دو معدن سخن گفتن و تبسم نمودن او . يعنى : عظمت و بزرگى حضرت رسالت عليه السّلام بمرتبه‌اى بود كه هر كس كه با او ملاقات كردى - و حال آنكه او تنها و يگانه بود - در عظمت چنان نمودى كه گويى آن حضرت در ميان لشكرى