مؤلف مجهول
44
شرح قصيده برده ( فارسي )
فرمودم ترا به نيكويى و نيككردارى ، ليكن عمل نكردم من بدان ، و راست نشدم ، پس چيست گفتن من مر ترا كه راست باش ! يعنى : آمرزش ميخواهم از خداى تعالى از قولى كه بىعمل باشد . يعنى ازين همه نصيحت كه كردم ترا و نفس من بدان عمل نمىكند . و نسل اعمال صالحه مر نفس خود را نسبت كردهام ، و حال آنكه او عقيم و نازاينده است ، و هرگز عملى كه لايق حضرت عزّت باشد از من بكردار نيامده است . من امر كردهام ترا به خير و نيكو كارى ، و من خود بموجب آن عمل نمىكنم ، و استقامت و راستى در كار و عمل خويش ندارم ! پس چه معنى داشته باشد قول و نصيحت من ترا كه راست باش و بر راه راست مداومت كن ؟ پس من خود را در تحت خطاب « أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ » « 13 » داخل كردهام . و در حديث آسمانى واردست كه حق تعالى فرمود به عيسى كه : انّك تعظ النّاس فان اتّعظت بما تقول فنعم و الّا فاستحي منّي . « 14 » يعنى بدرستى كه تو پند ميدهى مردم را ، پس اگر تو پند مىگيرى به آنچه ميگويى آرى ، و اگر نه شرم بدار از من . [ بيت 28 ] 28 و لا تزوّدت قبل الموت نافلة * و لم أصلّ سوى فرض و لم أصم
--> ( 13 ) . از آيهء 44 سورهء بقره . ( 14 ) . در الرسالة العليه كاشفى آمده است ( ص 256 ) : يا واعظ عظ نفسك فان اتعظت فعظ النّاس و الّا فاستحي من اللّه .