مؤلف مجهول

128

شرح قصيده برده ( فارسي )

فقر آلوده باشد ، بدرستى و راستى كه باران مىروياند گلها را در پشته‌ها . يعنى باران كه از آسمان بر زمين فرو مىآيد تمام رياض و بساتين و پشته‌ها را سبز ميگرداند ، و گلها را مىروياند ؛ جود و كرم محمّدى نيز عام است و تمام مؤمنان از عاصى و مطيع از باران بىكران شفاعت او سيراب و با نصيب خواهند بود ، و محروم نخواهند بود ، و محروم نخواهند گشت ان شاء اللّه تعالى . [ بيت 151 ] 151 و لم ارد زهرة الدّنيا الّتي اقتطفت * يدا زهير بما أثنى على هرم و نخواستم من ثمرهء دنيا را ، آنگونه كه يافت دستهاى زهير بسبب آنچه ثنا گفت بر هرم بن سنان . يعنى : نخواستم من ازين مدح و ثنا كه در شأن حضرت رسالت گفته‌ام ثمره و حطام دنيا را ، مثل آنكه يافته است قصيدهء زهير كه مدّاح هرم بن سنان بود از مدح او انعام وافر و ثمرات بسيار . يعنى زهير كه شاعر مشهور است مدح هرم بن سنان ميگفت تا ازو انعام و اكرام دنيايى به دو رسد ، « 70 » مدح و ثناى من حضرت رسالت را خالص و پاك

--> ( 70 ) . زهير بن ابى سلمى شاعر نامدار جاهلى ، و او يكى از سه تن شاعران جاهلى است كه آنان را مقدم بر همه شعراى جاهلى ميدانند . در حدود 520 ميلادى به دنيا آمد و حدود 90 سال بزيست و پيش از سال 610 ميلادى وفات يافت . اشعار او غالبا پند و حكمت است . هرم بن سنان يكى از امرا و بخشندگان عرب در جاهليت بود كه بجود او مثل ميزنند ، و او در حدود 608 ميلادى وفات يافت . زهير در مدح او اشعار فراوان گفت و او چندان به زهير اموال بخشيد كه زهير ازو شرم ميكرد .