مؤلف مجهول

126

شرح قصيده برده ( فارسي )

[ بيت 147 ] 147 ان لم يكن في معادي آخذا بيدي * فضلا و الّا فقل يا زلّة القدم اگر نباشد در آخرت گيرندهء دست من از روى فضل و كرم و جوار و پناه و امن ، پس بگو : اى لغزيدن قدم من از صراط ! [ بيت 148 ] 148 حاشاه أن يحرم الرّاجي مكارمه * أو يرجع الجار منه غير محترم دور است ازو و منزّه است كه محروم گرداند اميدوار را از شفاعت خود ، يا بازگردد آن كس كه التجا به دو كرده باشد ازو در حالتى كه غير محترم باشد . يعنى : اگر نباشد آن حضرت در آخرت دست گيرندهء من بشفاعت از فضل و كرم خويش ، پس بگوى : اى زلّت قدم من از صراط بسوى دوزخ و گرفتارى من به عذاب و عقاب ! و منزّه است و لايق نيست بكمال كرم آن حضرت آنكه نيابد اميدوارى شفاعت آن حضرت را ، يا بازگردد آن كس كه التجا بجوار او كرده باشد در حالتى كه محترم و مكرّم نشده باشد بانواع كرم و لطف و فضل او . و بيشتر چنين خوانده‌اند : فضلا و الّا ، به تنوين الّا ، يعنى عهدا و أمنا ، چنانچه حق تعالى فرموده كه : لا يرقبون فى مؤمن الّا و لا