مؤلف مجهول
124
شرح قصيده برده ( فارسي )
منم كه نيست شب و روز جز گنهكارم * گناهكارم و امّيد عفو ميدارم [ بيت 143 ] 143 فيا خسارة نفس في تجارتها * لم تشتر الدّين بالدّنيا و لم تسم پس اى خسارت و زيان نفس ! در تجارت كه نخريد دين را به دنيا و در معرض خريدن هم نيامد . [ بيت 144 ] 144 و من يبع آجلا منه بعاجلة * يبن له الغبن في بيع و في سلم و هر كه فروخت آخرت خود را بدنياى خويش ، ظاهر شد او را زيان و پشيمانى در بيع و در سلم . يعنى : پس اى خسارت و زيان بر نفس من در معامله و تجارتى كه كرده است ! از آن روى كه نخريده است متاع و قماش دين باقى را بزخارف دنياى فانى ، و متعرض خريدن آن [ هم ] نشده است ، بلكه عكس كرده است ، و خريده است دنياى فانى را بدين باقى . و هر كه ثواب و ثمرات دين باقى را كه مؤجّل است بدهد و دنياى فانى معجّل را بستاند ، ظاهر و روشن شود او را كه زيانى عظيم و نقصانى فاحش در آن بيع و در آن سلم است ، و خطا كرده است در معامله و خريد و فروخت .