مؤلف مجهول

122

شرح قصيده برده ( فارسي )

9 [ توسّل و طلب شفاعت ] [ بيت 140 ] 140 خدمته بمديح أستقيل به * ذنوب عمر مضى في الشّعر و الخدم خدمتكارى كردم من او را بمدحى كه طلب عفو ميكنم به آن گناهان عمرى را كه گذشت در شعر و در خدمت اهل دنيا . [ بيت 141 ] 141 اذا قلّداني ما تخشى عواقبه * كأنّني بهما هدي من النّعم چون در گردن من انداختند آنچه ترسيده مىشود از عاقبت آن ، گوييا كه من به آن شعر و خدمت شترىام كه به جهت قربان برند از شتران قلاده در گردن .