مؤلف مجهول

109

شرح قصيده برده ( فارسي )

گوشت پاره‌ها باشند كه از سرهاى نيزه به عقاب و رخمه مرتفع شوند . يعنى در زمان گريختن خود تمنّا ميكردند كه ايشان را همچون گوشت پاره‌ها مرغان هوا از سر نيزه‌هاى لشكريان اسلام در ربايند . و اين مبالغه است در استيلا و غلبه كردن لشكر اسلام بر ايشان به حكم خداى تعالى . [ بيت 121 ] 121 تمضى اللّيالي و لا يدرون عدّتها * ما لم تكن من ليالي الأشهر الحرم و ميگذشت شبها و نمىدانستند شمار آن را ، مادام كه نبودى از شبهاى ماه‌هاى حرام . يعنى : ميگذشت شبهاى بسيار بر كافران و ايشان از غايت تحيّر و خوف حضرت رسالت نمىدانستند كه چند گذشته است ، مادام كه نبودى آن شبها از شبهاى اشهر الحرم ، يعنى ماه رجب و ذو القعدة و ذو الحجّة و محرّم ، كه اين چهار ماه را اشهر الحرم ميخوانند ، و كافران درين ماه‌هاى چهارگانه ايمن بودندى و مىدانستند كه مسلمانان با ايشان مقاتله و حرب نخواهند كرد ، چنان كه خداى تعالى فرموده است : يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فِيهِ قُلْ قِتالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ « 54 » . . . . . [ بيت 122 ] 122 كأنّما الدّين ضيف حلّ ساحتهم * بكلّ قرم الى لحم العدى قرم

--> ( 54 ) . صدر آيهء 217 سورهء بقره .