مؤلف مجهول
101
شرح قصيده برده ( فارسي )
به آسمان بحديث صحيح مشهور رفت . « 51 » و شك در آن آوردن از ضلالت و گمراهى است . [ بيت 108 ] 108 و بتّ ترقى الى أن نلت منزلة * من قاب قوسين لم تدرك و لم ترم پس گشتى به بالا برآمدى تا حدّى كه يافتى مرتبهاى از مقدار دو كمان ، كه آن مرتبهء تو دريافته نشد و جسته نگشت . يعنى : پس گشتى تو اى محمّد بر آينده بمراتب كمال تا حدّى كه يافتى از خداى خويش مرتبهاى كه آن مرتبه مقدار دو كمان است يا كمتر ، و آن مرتبهء ترا نمىيابد و حدّ طلب آن ندارد از ملايكه و پرى و آدمى . و مراد از « قاب قوسين » قرب مرتبه و كرامت است نه قرب مكان و مسافت ، از آنكه حضرت عزّت از مكان منزّه است . و در ميان عرب [ رسم ] چنان بوده كه اگر يكى ميخواست كه با ديگرى بتحقيق الفت گيرد و محبت ورزد ، كمان خود را با كمان او مىپيوست و همسر ميكرد . اين عبارت بود از عقد دوستى و محبّت در ميان ايشان . پس حضرت عزّت نيز خواست كه مقدار محبّت و مودّت خود را با محمّد - عليه السّلام - ظاهر كند در ميان خلايق ، اين معنى را به « قاب قوسين » تعبير فرمود تا موافق قاعدهء عرب و مفهوم ايشان باشد .
--> ( 51 ) . قضيه معراج را بجز كتب احاديث مفسران در تفاسير خود در تفسير همين آيهء مذكور بتفصيل يا اختصار آوردهاند .