قاضى ابرقوه
579
سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي )
[ فغادرنا أبا جهل صريعا ] * و عتبة قد تركنا بالجبوب و شيبة قد تركنا في رجال * [ ذوى حسب إذا نسبوا حسيب ] يناديهم رسول اللّه لمّا * قذفناهم كباكب فى القليب ألم تجدوا [ 1 ] كلامى كان حقّا * و أمر اللّه يأخذ بالقلوب فما نطقوا ، و لو نطقوا [ 2 ] لقالوا * صدقت و كنت ذا رأى [ 3 ] مصيب و چون سيّد ، عليه السّلام ، بفرمود تا آن كشتگان را در چاه افگندند ، عتبة بن ربيعه ، مهتر لشكر قريش بود و او را بر وى همىكشيدند و بكنارهء چاه همىبردند ، أبو حذيفه كه پسر وى بود مسلمان شده بود ، و چون ديد كه پدر وى چنان در خاك مىكشيدند ، تغيّرى در وى پيدا شد . سيّد ما ، عليه الصّلاة و السّلام ، آواز داد و گفت : يا أبا حذيفه ، همانا كه در تو تغيّرى پيدا شده است از بهر پدرت . گفت : يا رسول اللّه ، تغيّر من در حقّ پدر از بهر آنست كه پدرم أهليّتى داشت و عقلى و فضلى تمام در وى موجود بود و بدان من اميد چنان مىداشتم كه وى به إسلام در آمدى و خود را از ظلمت كفر برهانيدى ، پس چون وى اين توفيق نيافت مرا دشخوار آمد و تغيّر من از اين جهت است . و چون أبو حذيفه اين سخن در خدمت پيغمبر ، عليه السّلام ، بگفت ، او را خوش آمد و وى را دعا و ثنا گفت .
--> [ ( 1 - ) ] در اصل : الم تحروا . [ ( 2 - ) ] در اصل : و لم نطقوا . [ ( 3 - ) ] در اصل : دادا اى .