قاضى ابرقوه

576

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي )

قد وجدت ما وعدنى ربّى [ 1 ] حقّا . گفت : اى كشتگان قريش كه در اين چاه دريد ، وعدهء خداى تعالى بديديد كه آنچه وعده كرده بود راست برآمد و شما را ذلّ و هلاكت و ما را عزّ و نصرت ارزانى داشت . و اين استفهام تقرير است ، يعنى اى كافران * اين ساعت إنكار نتوانيد كردن ، از بهر آنكه در وعدهء خداى خلافى نيست كه بمعاينه بديديد [ 2 ] كه إعلاى كلمهء حق بكرد و نصرت إسلام بداد ، چنان كه پيغمبر ، عليه السّلام ، خود را وعده كرده بود . چون پيغمبر ، عليه السّلام ، اين خطاب با كشتگان بكرد ، صحابه متعجّب شدند و گفتند : يا رسول اللّه ، سخن با كشتگان مىگوئى ؟ سيّد ، عليه السّلام ، گفت : لقد علموا أنّ ما وعدهم ربّهم حقّ [ 3 ] . گفت : ايشان مىشنوند و اين ساعت مىدانند كه در وعدهء حق سبحانه و تعالى خلافى نيست : و روايتى ديگر گفته‌اند كه : چون كشتگان قريش در چاه افگندند ، سيّد ، عليه السّلام ، در ميانهء شب برخاست و بر سر آن چاه رفت و بيستاد و مىگفت : يا عتبة بن ربيعة ، و يا شيبة بن ربيعه ، و يا أبا جهل بن هشام ، و يا فلان بن فلان ، و جمله مهتران قريش كه كشته بودند نام بنام ايشان را همىخوان ، و بعد از ان گفت : هل وجدتم ما وعد ربّكم حقّا ، فإنّى قد وجدت ما وعدنى ربّى [ 1 ] حقّا ؟ فقال المسلمون : يا رسول اللّه ، أ تنادى قوما قد جيّفوا [ 4 ] ، قال : ما أنتم بأسمع لما أقول منهم ، و لكنّهم لا يستطيعون

--> [ ( 1 - ) ] در اصل : ما وعد ربى . [ ( 2 - ) ] در اصل : بديدند . [ ( 3 - ) ] در اصل : حقا . [ ( 4 - ) ] در اصل : حتفوا .