قاضى ابرقوه
574
سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي )
گفت : الحمد للّه كه حق سبحانه و تعالى وعدهء خود راست كرد و دشمن خود را مقهور و مخذول كرد . و عكّاشة بن محصن شمشيرى نيكو داشت 80 در روز بدر ، و آن شمشير بكافران مىزد تا شكسته شد و شمشيرى سخت نيكو بود ، پس سيّد ، عليه السّلام ، عصا كه خود در دست داشت به وى داد و گفت : برو و بدين عصا جنگ همى كن . عكّاشه گفت : من آن عصا از دست وى بستدم و چون در دست گرفتم و آن را بجنبانيدم ، شمشيرى گشته بود بهزار باز بهتر و نيكوتر از ان كه من داشتم . پس برگرفتم و بدان مصاف مىكردم ، تا آن وقت كه حق تعالى مسلمانان را نصرت داد و بعد از ان آن شمشير را عون نام نهادم و همچنان در دست من بماند تا جملهء غزاها با سيّد ، عليه السّلام ، بكردم بدان ، و همچنان در دست عكّاشه بماند تا در عهد خلافت أبى بكر [ 1 ] ، رضى اللّه عنه ، در قتال أهل ردّه وى را بكشتند و شهيد گشت . و اين عكّاشه آن بود كه سيّد ، عليه السّلام ، اين حديث بگفت : يدخل الجنّة سبعون ألفا من أمّتى على صورة القمر ليلة البدر ، قال : يا رسول اللّه ، أدع اللّه أن يجعلنى منهم ، قال [ 2 ] : * إنّك منهم ، فقام [ 3 ] رجل من الأنصار . [ فقال ] : يا رسول اللّه ، أدع اللّه أن يجعلنى منهم ، فقال سبقك بها عكّاشة [ و ] بردت الدّعوة . سيّد ، عليه السّلام ، گفت : هفتاد هزار كس از أمّت من فرداى قيامت در بهشت شوند كه رويهاى ايشان چون ماه شب چهارده باشد ، عكّاشه گفت : يا رسول اللّه ، از خداى درخواه تا من ازيشان كند و از ايشان باشم .
--> [ ( 1 - ) ] در اصل بغلط : عمر ، و از مج نقل شد . [ ( 2 - ) ] در اصل : يدخل الجنة من أمتى سبعون الفا على . . . فقال عكاشة ادع . . . فقال رسول اللّه . [ ( 3 - ) ] در اصل : فقال .