قاضى ابرقوه

570

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي )

وى مىكردم ، ناگاه از أنصار ، يكى دو تاه شد و چنان كه من نديدم تيغ بر ساق پسر أميّة زد ، چنان كه هر دو ساق از وى بيفتاد [ 1 ] و جان بداد . أميّة ، چون چنان ديد كه پسرش بمرگ آمد ، فرياد برآورد و گفت : زندگانى من بعد از وى به چه كار آيد ، و ديگر أنصار حمله آوردند و أميّة از دست من [ 2 ] بربودند و پاره‌اى راه ببردند و وى را برابر من پاره پاره كردند . پس عبد الرّحمن بن عوف هر وقتى كه اين حكايت با مردم گفتى ، بظرافت گفتى : رحمت خداى بر بلال باد ، كه در روز بدر چنان حركتى با من بكرد كه اسيران از من بستد و من بطمع فداهاى ايشان ، زره‌ها كه از قريش ستده بودم [ بينداختم ، [ 3 ] ] آن وقت با من نه اسير مانده بود و نه زره و هر دو از من فوت شد . محمّد بن إسحاق ، رحمة اللّه عليه ، گويد كه : آن روز پنج هزار فريشته [ 4 ] ، از بهر نصرت دين اسلام ، حق تعالى بفرستاد . و ابن عبّاس ، رضى اللّه عنهما ، [ گويد [ 3 ] ] كه : دو مرد از بنى غفار مرا حكايت كردند كه : ايشان در غزا حاضر بودند در بدر و گفت كه [ 5 ] : ما هر دو بر سر كوه بدر ايستاده بوديم و تماشا مىكرديم ، تا هزيمت خود كه را باشد ، و ما نيز برويم و آوار [ 6 ] بياوريم و غارتى چند بكنيم و همچنان منتظر مىبوديم تا ناگاه ديديم چون ابر پاره‌اى اسفيد كه از آسمان فرود آمد ، و آوازى از ان شنيديم چون آواز رعد و همىگفت : أقدم حيزوم [ 7 ] . پس رفيق من ، چون

--> [ ( 1 - ) ] روا : بيفگند . [ ( 2 - ) ] در اصل : از دست عبد الرحمن ، و بر طبق روا و ط و پا ضبط شد . [ ( 3 - ) ] از روا نقل شد . [ ( 4 - ) ] در متن عربى ج 2 ص 285 و 286 عدد فرشتگان ذكر نشده است . [ ( 5 - ) ] كذا در نسخ فارسى . و بر طبق صريح جملات آينده و متن عربى ج 2 ص 285 اين عبارت بايد به اين نحو آمده باشد : كه مردى از بنى غفار مرا حكايت كرد كه با پسر عم خود در غزو بدر حاضر بوديم و گفت كه : [ ( 6 - ) ] در اصل : او را و بر طبق روا ضبط شد . [ ( 7 - ) ] در اصل : ياحيزوم .