قاضى ابرقوه

546

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي )

يافته‌ايم ، * طاعت ترا كمر خدمت بسته‌ايم و هر چه تو فرمائى ما آن كنيم ، آنگاه وى نيز سوگند خورد و گفت : بدان خدائى كه ترا براستى بخلق فرستاد كه اگر اين قوم أنصار را بفرمائى كه جمله به يك بار خود را در ميان آتش سوزان اندازند ، يا در ميان دريا خود را غرق كنند ، از قول تو عدول ننمايند و بطوع و رغبت امتثال امر تو نمايند و مطاوعت تو كنند ، پس گفت : يا رسول اللّه ، بمباركى روانه شو و هيچ تردّدى به خود راه مده كه راستى سخن ما آن وقت بينى كه به روى مصاف درآئيم و شجاعت و مردانگى و صبر و ثبات ما ببينى ، پس آنگاه ترا معلوم شود كه با دشمنان تو بكارزار درآئيم . چون سعد بن معاذ اين سخن بگفت ، سيّد ، عليه السّلام ، از سخن وى نيز عظيم شاد شد و نشاطى و فرحى در وى بيفزود ، آن وقت روى با صحابه كرد و گفت : دل خوش داريد كه حق سبحانه و تعالى مرا وعده كرده است و در وعدهء وى خلاف نبود ، و از هر دو طايفه يكى ما را خواهد بودن : يا أبو سفيان و كاروان ، و اگر نه صناديد قريش و مهتران ايشان . اين بگفت و برنشست و بفرمود تا رحلت كردند و روى در دشمن نهادند . پس چون از آن منزل برفتند ، به بدر رسيدند [ 1 ] . چون به بدر رسيدند ، سيّد ، عليه السّلام ، بفرمود تا نزول كردند . چون نزول بكردند ، خود با أبو بكر ، رضى اللّه عنه ، براهى ديگر از پيش برفتند ، تا خبرى از قريش بازدانند . چون پاره‌اى راه رفته بودند ، مردى أعرابى ديدند ، سيّد ، عليه السّلام ، از وى پرسيد ، گفت : چه خبر دارى از أحوال قريش و أحوال [ محمّد و ] أصحاب وى ؟ أعرابى گفت : من شما را هيچ خبر ندهم تا شما پيشتر بگوييد كه شما هر دو تن كيستيد . [ پيغامبر گفت : يا أعرابى ، تو پيشتر بگوى كه آن وقت ما نيز بگوييم [ 2 ] ] . أعرابى گفت : ما را [ 3 ] چنان گويند [ كه :

--> [ ( 1 - ) ] در متن عربى ج 2 ص 264 تا 267 منازل بين مدينه و بدر نام برده شده است . [ ( 2 - ) ] از روا نقل شد . [ ( 3 - ) ] ساير نسخ : مرا .