قاضى ابرقوه
532
سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي )
بگفت ، عبد اللّه بن جحش و ديگر أصحاب دل تنگ شدند و [ از دست ] بيفتادند و پنداشتند كه حق عزّ و جلّ و پيغمبر ، عليه السّلام ، بريشان خشم گرفته است و بدان حركت هلاك خود كردهاند ، و مسلمانان ديگر ايشان را سرزنش مىكردند و سخنهاى سخت در حقّ ايشان مىگفتند . و كفّار قريش در مكّه زبان طعن بر كشيدند و گفتند كه : محمّد و أصحاب وى هتك ماه حرام بكردند و قتل و غارت دران روا داشتند ، و يهود مدينه ، چون بشنيدند ، شماتت كردند و بنامهاى ايشان اتّفاق كردند ، و بنام واقد بن عبد اللّه ، كه عمرو بن الحضرمى را كشته بود ، گفتند : واقد [ بن عبد اللّه ] ، وقدت الحرب . و بنام عامر گفتند : عمرت الحرب . و بنام * حضرمى گفتند : حضرت الحرب . و از اين جنس هرزها مىگفتند و شماتت همىكردند . و منافقان را همىگفتند كه : دل خوش داريد كه آتش حرب و قتال ميان قريش و محمّد افروخته شد ، چنان كه هرگز بازننشيند . و ديگر كفّار قريش به استهزا كس به خدمت پيغمبر ، عليه السّلام ، فرستادند و از وى سؤال كردند كه : در دين تو روا باشد قتال در ماه حرام ؟ پس چون دل تنگى عبد اللّه بن جحش از حدّ بدر شد و صحابه كه اين كار كرده بودند ، دل تنگى ايشان بغايت رسيد كه وصف نشايد كردن ، و سخن مردم در حقّ ايشان دراز شد . حق تعالى ، تسكين [ 1 ] أصحاب پيغمبر را ، عليه السّلام ، و ردّ طعن كافران را و دفع شرّ ايشان را ، اين آيت فرو فرستاد ، قوله تعالى : يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فِيهِ قُلْ قِتالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَ كُفْرٌ بِهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ إِخْراجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَكْبَرُ عِنْدَ اللَّهِ وَ الْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَ لا يَزالُونَ يُقاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا وَ مَنْ
--> [ ( 1 - ) ] روا و ط و پا : تسليت .