قاضى ابرقوه
530
سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي )
پس جمله با عبد اللّه بن جحش براندند و هيچ جاى مقام نكردند ، تا به نخله رسيدند ، و آن جايگاه كه سيّد ، عليه السّلام ، فرموده بود ، فرود آمدند و مقام كردند . و از صحابه دو تن باز پس مانده بودند ، يكى سعد وقّاص و ديگر عتبة بن غزوان ، و سبب باز پس بودن ايشان آن بود كه : راحلهاى كه داشتند از ايشان گم شده بود و ايشان در طلب آن بودند و باز پس ماندند . پس در حال كه عبد اللّه بن جحش و أصحاب به نخله رسيدند ، اتّفاق را كاروانى از آن قريش از جانب طائف مىآمدند و أديم [ 1 ] و ميويز داشتند و بنزديك عبد اللّه بن جحش فرود آمدند . چون ايشان را ديدند كه سلاح گشوده بودند و نشسته بودند ، بترسيدند ، و لكن ايشان را نشناختند . پس چون ايشان را نشناختند ، با همديگر گفتند كه : اين جايگاه مقام نبايد كردن و زود رحلت بايد كردن ، كه اين قوم انديشهء بد با ما پيش گيرند [ 2 ] . ايشان در اين انديشه بودند كه عكّاشة بن محصن ببالائى برآمد و كاروانى همى نگريست ، و عكّاشه سر تراشيده بود ، كاروان چون عكّاشه ديدند سر تراشيده ، بعد از ان ايمن شدند و گفتند : باكى نيست ، كه اين جماعتىاند كه از بهر عمره آمدهاند [ 3 ] و از ايشان هيچ انديشهاى نمىبايد كردن ، و عزم رفتن باطل كردند ، و اين حال روز آخر ماه رجب بود . و چون كاروان فارغ شدند ، عبد اللّه بن جحش با أصحاب خود مشورت كرد و گفت : چگونه مىبينيد ؟ اگر ايشان را يك روزه راه ديگر بگذاريم ، اگر بروند و پاى در حرم مكّه نهند ، و آنگاه حرمت حرم را ، برايشان نتوانيم زدن ، و اگر امروز برايشان زنيم ، هتك حرمت ماه حرام كرده باشيم و روا نباشد ، و زمانى در اين تردّد و انديشه
--> [ ( 1 - ) ] چرم يا چرم سرخ يا چرم دباغت يافته ( منتهى ) . [ ( 2 - ) ] در اصل بخلاف روا و پا و ط : با ما پيش كردند . [ ( 3 - ) ] در اصل : كه از بهر عمارت آمدهاند و وزيگرانند ( كذا ) . روا و ط و پا : كه از بهر عمارت كاريز و مزرعه آمدهاند و برزيگرانند . و بمتابعت از مدلول متن عربى ج 2 ص 253 و روض الانف ج 2 ص 60 اصلاح شد .