ابن هشام الحميري ( مترجم : سيد هاشم رسولى محلاتى )

74

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي )

( 1 ) از اين رو در ماه ذى حجه ( يعنى دو ماه پس از واقعهء بدر ) به قصد انتقام آن حضرت بهمراهى دويست نفر از جنگجويان قريش از مكه حركت كرد و تا كوهى بنام « ثيب » كه در نزديكى مدينه بود پيش آمد و در آنجا همراهان خود را فرود آورد و خود او شبانه بسوى قلعهء بنى النضير و در خانهء حيى بن اخطب آمد تا او را ديدار كند و دربارهء حمله انتقامى خود با او مشورت كند ، ولى حيى بن اخطب از هيبت پيغمبر اسلام و مسلمانان ترسيد در را به روى ابو سفيان باز كند و ابو سفيان نيز كه ديد حيى بن اخطب در را برويش باز نكرد بدر خانهء سلام بن مشكم كه يكى از بزرگان بنى النضير و در ضمن خزينه دار و امين مالى آنها نيز بود برفت ، او ابو سفيان را پذيرفته در برويش گشود و از او پذيرائى كرده اطلاعاتى نيز از وضع مدينه و پيغمبر اسلام در اختيار او گذاشت . ابو سفيان همان نيمه شب از نزد او خارج شده و پيش رفقاى خود آمد و براى اينكه رعبى در دل مردم مدينه ايجاد كند عده‌اى از آنها را مأمور ساخت به اطراف مدينه بتازند ، اينان تا « عريض » [ ( 1 ) ] آمدند و در آنجا قسمتى از نخلستانها را آتش زدند و دو نفر از انصار مدينه را نيز در آنجا بديدند و آنان را نيز كشتند و بسوى ابو سفيان باز گشتند ابو سفيان بيش از اين درنگ را جايز ندانست و فورا دستور حركت بمكة را داد و با همراهان بسرعت راه مكه را در پيش گرفتند . رسول خدا صلى اللّه عليه و آله كه از جريان مطلع شد ابو لبابة را در مدينه منصوب فرموده بتعقيب ابو سفيان با عده‌اى از مدينه خارج شد و تا جائى بنام « قرقرة الكدر » [ ( 2 ) ] پيش رفت و چون بابو سفيان دسترسى پيدا نكرد از آنجا بازگشت . ابو سفيان و همراهانش در مراجعت بمكة از ترس مسلمين با سرعت زيادى راه مىپيمودند و براى سبكبار شدن توشه راه خود را كه عبارت از « سويق » ( و آرد ) بود در بسته‌هائى روى زمين انداخته بودند و مسلمانان تعداد زيادى از آنها را پيدا كرده برداشتند ، و به همين مناسبت اين مسافرت جنگى را غزوهء « سويق » ناميدند .

--> [ ( 1 ) ] عريض نام قسمتى از نخلستانهاى خارج شهر مدينه است . [ ( 2 ) ] قرقرة الكدر نام جائى است در چهارده منزلى مدينه .