ابن هشام الحميري ( مترجم : سيد هاشم رسولى محلاتى )

59

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي )

( 1 ) به خوبى دانستم كه اين جريان را فقط خدا به تو خبر داده است ، و خداى را سپاسگزارم كه مرا بدين اسلام هدايت كرد و به اين راه كشانيد ، سپس شهادتين را بر زبان جارى كرد و مسلمان شد . رسول خدا صلى اللّه عليه و آله رو باصحاب كرده فرمود : احكام دين را به اين برادرتان بياموزيد و قرآن را به او ياد دهيد ، و اسيرش را آزاد كنيد . بازگشت عمير بسوى مكه : پس از اينكه عمير بن وهب مسلمان شد برسول خدا صلى اللّه عليه و آله عرض كرد : يا رسول اللّه تاكنون كه من مسلمان نشده بودم از دشمنان سرسخت شما و دين خدا بودم و كسانى را كه بدين اسلام گرويده بودند به سختى ميآزردم اينك ميل دارم مرا مرخص كنى تا بمكة بروم و بتلافى گذشته مردم را باسلام دعوت كنم شايد خداوند آنها را هدايت فرمايد ، و هر كه را ديدم پيروى از آئين مقدس اسلام نمىكند به سختى تنبيه كنم همانطور كه تاكنون مسلمانان را ميآزردم . رسول خدا صلى اللّه عليه و آله به او اجازه داد و عمير بسوى مكه حركت كرد . از آن طرف صفوان بن امية منتظر بود كه هر چه زودتر خبر قتل محمّد بدست عمير بن وهب بمكة برسد ، و هر روز بطور مبهم و سر بسته بمردم مكة بشارت ميداد و مىگفت : به زودى خبر خوشى بمكة خواهد رسيد كه مردم مصيبت بدر را فراموش خواهند كرد ، و هر مسافرى كه از مدينه ميآمد سراغ عمير را از او مىگرفت تا اينكه يكى از مسافران به او گفت : عمير مسلمان شد و در زمرهء پيروان محمّد قرار گرفت ! صفوان ( كه هرگز انتظار شنيدن اين خبر را نداشت از اين كار عمير به سختى ناراحت شد و ) قسم خورد كه از آن پس تا زنده است هرگز با عمير سخن نگويد و كارى بنفع او انجام ندهد . و چون عمير بمكة آمد بتبليغ دين اسلام همت گماشت و مخالفين اسلام را به سختى آزار مىكرد و جمع زيادى بدست او مسلمان شدند . و گويند : كسى كه در جنگ بدر شيطان را به صورت سراقة بن مالك جعشم