ابن هشام الحميري ( مترجم : سيد هاشم رسولى محلاتى )
55
السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي )
( 1 ) مىدهم كه معبودى جز خداى يگانه نيست ، و گواهى دهم كه محمّد بنده و پيامبر او است ! و به خدا سوگند اينكه من تا در مدينه و پيش محمّد بودم مسلمان نشدم براى آن بود كه مبادا شما خيال كنيد بدان وسيله ميخواهم مال شما را بخورم و اسلام را وسيلهء براى اين كار قرار داده و از اين رو صبر كردم تا چون اموال شما را بتمامى بشما رد كردم آنگاه مسلمان شوم . سپس از مكه حركت كرد و در مدينه بنزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله آمد و آن حضرت نيز زينب را به او باز گرداند . و در حديث است كه در آن هنگام كه مسلمانان ميخواستند مال التجارة كاروان را از او بگيرند به او گفتند : اكنون تو مىتوانى مسلمان شوى و طبق قانون اسلام تمامى اين اموال را - كه مربوط بمشركين است - تصاحب كنى ؟ ابو العاص گفت : اسلامى كه آغازش با خيانت در اموال مردم صورت گيرد به درد من نمىخورد ! اسيرانى كه بدون پول و فديه آزاد شدند : اسيرانى كه بدون پول آزاد شدند يكى همين ابو العاص بود كه شرحش داده شد ، و ديگر مطلب بن حنطب از قبيله بنى مخزوم مكه بود كه بدست ابو ايوب انصارى يا برخى از قبيلهء بنى حارث بن خزرج اسير شده بود و پس از مدتى او را رها كردند و بنزد قبيلهء خويش در مكه بازگشت . و ديگر صيفى بن ابى رفاعة بود كه چون مدتى گذشت و كسى بسراغ او نيامد از او پيمان گرفتند كه بمكة برود و فداء خود را بمدينه بفرستد و او پذيرفت و بدين ترتيب رهايش كردند ، ليكن او بوعدهء خويش عمل نكرد و فديهء خود را نفرستاد و حسان بن ثابت در مذمت او اشعارى گفت [ ( 1 ) ] . و از جمله عمرو بن عبد اللّه بود كه چون مرد عيالمند و فقيرى بود نتوانست پولى تهيه كند و با پرداخت آن خود را آزاد كند ، از اين رو برسول خدا صلى اللّه عليه و آله
--> [ ( 1 ) ] سيرة ج 1 : 660 .