ابن هشام الحميري ( مترجم : سيد هاشم رسولى محلاتى )
42
السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي )
( 1 ) سخن را مگو ) آنان بزرگان و اشراف بودند . كشته شدن عقبة بن ابى معيط و نضر بن حارث : از جمله اسيرانى كه در راه مدينه ( بدستور رسول خدا صلى اللّه عليه و آله ) كشته شدند يكى عقبة بن ابى معيط بود كه بدست عبد اللّه بن سلمة اسير شده بود و در منزل « عرق الظبية » بدست عاصم بن ثابت انصارى كشته شد . و ديگر نضر بن حارث بود كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله در منزل « صفراء » بعلى بن ابى طالب عليه السلام دستور داد تا او را بكشد . و برخى گفتهاند : هر دوى آنها بدست على بن ابى طالب كشته شدند . و گويند : هنگامى كه خواستند عقبة را بكشند رو برسول خدا صلى اللّه عليه و آله كرده گفت : اى محمّد با كشتن من سرپرست دختر كوچكم كيست ؟ ( و تكليف او چه مىشود ؟ ) فرمود : آتش ! و در همين منزل بود كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله ابو هند ( حجامت كنندهء خود را ) ديدار فرمود كه با ظرفى مخلوط از روغن و خرما و كشك باستقبال آن حضرت آمده بود . و از آنجا حركت كرده يك روز پيش از آنكه اسيران قريش را بمدينه وارد كنند آن حضرت وارد مدينه شد . سودة همسر رسول خدا صلى اللّه عليه و آله گويد : در ميان اسيرانى كه در خانهء من آورده بودند سهيل بن عمرو را ديدم كه هر دو دستش را محكم با ريسمان بگردنش بستهاند من كه با ديدن اين منظره از خود بىخود شده بودم - بدون اينكه اطلاع داشته باشم رسول خدا صلى اللّه عليه و آله در آن خانه است - رو بسهيل بن عمرو كرده گفتم : چرا ايستاديد تا شما را اسير كنند و در بند كشند ، و چرا اسارت را بر كشته شدن و مرگ شرافتمندانه ترجيح داديد ؟ ناگاه شنيدم رسول خدا صلى اللّه عليه و آله از ميان خانه صدا مىزند : اى سودة ! آيا مردم را بر ضدّ خدا و رسولش تحريك ميكنى ؟ سخن رسول خدا صلى اللّه عليه و آله مرا سخت تكان داده به خود آمدم و گفتم : اى رسول