ابن هشام الحميري ( مترجم : سيد هاشم رسولى محلاتى )
112
السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي )
( 1 ) « قزمان » يكى از كشتهشدگان سپاه اسلام كه در قيامت بدوزخ ميرود : عاصم بن قتادة گويد : در ميان قبيلهء ما مردى بود بنام « قزمان » كه نسبش كاملا روشن نبود ، و هر گاه ذكرى از او ميشد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله ميفرمود : او اهل دوزخ است ، و چون جنگ احد پيش آمد آن مرد شهامت عجيبى در آن روز از خود نشان داد و به تنهائى هفت يا هشت نفر از مشركين را كشت ، و بالاخره زخمهاى سنگينى برداشت و همراهانش او را بخانههاى بنى ظفر بردند . مسلمانان اطراف بستر او را گرفتند و به او ميگفتند : اى قزمان به خدا امروز در راه خدا كوشش زيادى كردى و او را مژده ميدادند ، قزمان گفت : بچه چيز مرا مژده دهيد ؟ به خدا اين فداكارى من تنها بخاطر دفاع از شرف فاميلى و قبيلهام بود و اگر بدان خاطر نبود اصلا بجنگ حاضر نمىشدم ! و هنگامى كه ديد زخمهاى وارده او را آزار ميدهد تيرى از ميان جعبه تيردان خود بيرون كشيد و بوسيلهء آن رگى را از بدنش بريد و خود را آسوده ساخت ! شهادت مخيريق يكى از تازه مسلمانان يهود : يكى از شهداى احد « مخيريق » بود كه قبل از اينكه مسلمان شود در ميان يهود بعلم و دانش معروف بود [ ( 1 ) ] و در روز احد بنزد يهود آمده گفت : اى گروه يهود به خدا سوگند شما به خوبى دانستهايد كه يارى محمّد بر شما لازم است ! گفتند : امروز روز شنبه است ( و در نزد ما هر كارى تعطيل است و نمىشود بكارى دست زد ) مخيريق گفت : شنبه براى شما مباد ! سپس شمشيرش را برداشت و لباس جنگ پوشيد و به يارى رسول خدا صلى اللّه عليه و آله آمد و هنگامى كه خواست بجنگ برود بنزديكان خود گفت : اگر من در جنگ كشته شدم دارائى من هر چه هست از آن پيغمبر اسلام است تا هرطور صلاح داند آن را به مصرف برساند . و چون جنگ احد شروع شد بميدان رفت و جنگ كرد تا كشته شد ، و رسول
--> [ ( 1 ) ] داستان اسلام مخيريق در جلد اول ص 356 گذشت .