ابن هشام الحميري ( مترجم : سيد هاشم رسولى محلاتى )

104

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي )

( 1 ) شوند مردمى كه روى پيغمبرشان را از خون رنگين كردند و با اين حال آنها را بسوى خدا دعوت ميكرد ، از اين رو آيه ( 128 ) سورهء آل عمران بدان حضرت نازل شد : « اى پيغمبر كار بدست تو نيست اگر ( خدا ) بخواهد از آنان درگذرد و اگر بخواهد بجرم آنكه مردمى ستمگرند آنها را عذاب كند » . ابن هشام از ابى سعيد خدرى حديث كرده كه عتبة بن ابى وقاص سنگى بسوى رسول خدا صلى اللّه عليه و آله پرتاب كرد كه دندان آن حضرت را شكست و لب پائين را مجروح ساخت و حسان بن ثابت او را بوسيله چند شعر در اين كار كه كرده بود مذمت كرد [ ( 1 ) ] و عبد اللّه بن شهاب زهرى صورت آن حضرت را مجروح كرد ، و ابن قمئه سنگى بر گونه‌اش زد كه دو حلقه از حلقه‌هاى زره را در گونه آن حضرت فرو برد و در اين هنگام بود كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله در يكى از گوديهائى كه ابو عامر سر راه مسلمانان كنده بود افتاد ولى على بن ابى طالب دست او را گرفته و طلحه نيز كمك كرده او را از جا بلند كردند . در آن حال مالك بن سنان - پدر ابو سعيد خدرى - پيش آمد و خونهاى صورت رسول خدا صلى اللّه عليه و آله را با لبان خود مىمكيد و فرو ميداد ، رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود : هر كس خونش با خون من مخلوط شود آتش دوزخ به او اصابت نكند . و بعدها كه ابو عبيدهء جراح اين دو حلقه را از گونهء رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بيرون آورد دو عدد از دندانهاى آن حضرت نيز افتاد . در اين وقت رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود : كيست كه جان خود را بما بفروشد ؟ زياد بن سكن - يا عمارة بن سكن - با پنج نفر از انصار پيش آمدند و بيباكانه پيش روى پيغمبر صلى اللّه عليه و آله شروع بجنگ كردند ، تا يك يك از پا درآمدند و هنگامى كه آخرين آنها كه همان زياد يا عمارة بود به زمين افتاد چند تن از مسلمانان پيش آمده و دشمن را از دورش دور ساختند رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود : او را پيش من آريد ، و چون بنزديك آن حضرت رسيد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله پايش را زير سر او گذارد و با همان حال

--> [ ( 1 ) ] سيره ج 2 : 81 .