هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
93
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
( 1 ) پيامبر ( ص ) فرمود : اين كار ابو براء بود ، من به اين كار راضى نبودم و از خيانت صحرانشينان مىترسيدم ولى ابو براء تعهد نمود و آنان را در پناه خود گرفت . از گفتار همهء مورخان اين گونه بر مىآيد كه ابو براء در آن دعوت خوش نيت بوده است و اين حادثه بر او گران آمد تا جائى كه پسر او ربيعه هنگامى كه پدر خود را از آن جنايت اندوهگين يافت رفت و با نيزهء خود عامر بن طفيل را زخمى ساخت . ( 2 ) ولى من در بىگناهى ابو براء در اين جنايت ترديد دارم ، زيرا ابو براء در ميان قوم خود رهبرى مطاع بود . از سوى ديگر عرب پناه را مانند نسب بلكه محكمتر از آن مىدانند . تاريخ پر از شواهدى است كه نشان مىدهد اعراب بخاطر يك پيرزن فرتوت كه در پناه ايشان در آمده بود آتش جنگ را برافروختند ، حال چگونه هفتاد مرد از ياران پيامبر در پناه ابو براء در مىآيند و وى پشتيبانى از آنان را در مقابل هر خطرى تعهد مىكند ، ولى تاريخ از اينكه او در برابر اين خيانتكاران برخوردى داشته باشد و بخواهد از ضربهاى كه به كرامتش وارد آمده دفاع كند سخنى نمىگويد ؟ كرامتى كه عرب با گرانبهاترين چيزهائى كه در اختيار دارد از آن دفاع مىكند و آتش جنگ را بخاطر آن شعلهور مىسازد و همه گونه فداكارى در راه آن انجام مىدهد . آن دو نفرى را هم كه عمرو بن اميه به قتل رساند ، آنچنان كه سيرهنويسان مىگويند ، پيامبر خونبهاى آنان را داد و به سراغ بنى النضير رفت تا از آنان براى پرداخت خونبهاى آنان يارى بخواهد . و يا بنا به روايت ديگرى كه شايد از روايت نخستين صحيحتر باشد خونبها را از آنان وام بگيرد .