هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
89
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
( از مردم كسى است كه سخنش در زندگى دنيا ترا به شگفتى مىاندازد و خداوند را بر آنچه در دل اوست گواه مىگيرد ، در حالى كه او بدترين دشمنان است . و چون روى گرداند و ( قدرت يابد ) در زمين مىشتابد تا در آن تباهى كند و كشتزارها و آدميزادگان را نابود سازد ، و خداوند تباهى را دوست نمىدارد . و چون به او گفته مىشود از خدا پروا كن ، خودخواهى ناشى از گناه او را مىگيرد ، بس است براى او دوزخ و بد جايگاهى است . ) ( 1 ) آنچنان كه در كتابهاى سيره آمده است حسان بن ثابت اشعار بسيارى در سوگ آنان سرود ، كه ابيات زير از آن جملهاند : « اى چشم بر دوستى اشك فرو بار ، كه همراه جوانانى بود كه بازنگشتهاند . شاهين كه جايگاهش در ميانهء انصار بالا بود ، نرم خوى بخشندهاى كه اصيل و بىآميغ بود . اشكهاى چشمم بر دليرانى موج زد ، كه گفتند بر تيرى چوبين به دار كشيده شدند » . و همچنين در شعرى قبيلهء هذيل را هجو مىكند و خيانت ايشان به آن گروه را يادآور مىشود : « اگر مىخواهى خيانت خالص و بىآميغ را ببينى ، به رجيع بيا و سراغ خاندان حيان را بگير . قومى كه يكديگر را به خوردن همسايگان فراخواندند ، سگ و ميمون و انسان در ميان ايشان همانندند . اگر تيس روزى سخن بگويد در ميان ايشان به سخنرانى بر مىخيزد ، او در ميان ايشان بزرگ مرتبه و بلند پايه بود » .