هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )

73

سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )

عمويت حمزه را پيدا كن ، چون على او را يافت نخواست پيامبر را از حال وى آگاه كند . آنگاه پيامبر خود به راه افتاد و او را در ميان درّه در حالى يافت كه هند شكم او را دريده ، جگرش را بيرون كشيده ، اندامهايش را جدا كرده ، گوش و بينىاش را بريده بود و كارهائى با وى كرده بود كه حيوانات درنده نمىكنند . ( 1 ) چون پيامبر حمزه را در آن حالت ديد ، گريست و گفت : به خدا سوگند هرگز مصيبتى مانند مصيبت تو به من نرسيد و در موضعى كه بر من سخت‌تر از اين حال باشد نايستاده‌ام . آنگاه ادامه داد : عمو جان خداوند ترا رحمت كند ، من ترا چنان شناختم كه كار خوب انجام مىدهى و به خويشان مىپيوندى . سپس فرمود : اگر نمىترسيدم صفيه او را به اين حال ببيند و اندوهگين شود و اين كار پس از من سنت شود او را به حال خود رها مىكردم تا در رستاخيز از شكم درندگان و چينه‌دان پرندگان محشور شود . و اگر خداوند مرا بر قريش چيره سازد سى تن از مردانشان را مثله خواهم كرد . و در روايت ديگرى آمده هفتاد نفر از بزرگانشان را مثله مىكنم . مسلمانان هنگامى كه اين سخن را شنيدند گفتند : ما چنان آنان را مثله مىكنيم كه هيچ‌يك از عرب چنان مثله نشده باشد ، خداوند به اين مناسبت آيهء زير را نازل فرمود : « وَ إِنْ عاقَبْتُمْ فَعاقِبُوا بِمِثْلِ ما عُوقِبْتُمْ بِهِ وَ لَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِلصَّابِرِينَ » ( نحل / 126 ) ( و اگر عقوبت مىكنيد ، همانگونه عقوبت كنيد كه عقوبت شده‌ايد و اگر شكيبائى پيشه كنيد ، آن براى شكيبايان بهتر است ) پيامبر نيز از اين انديشه درگذشت و مسلمانان را از چنين كارى نهى فرمود . « 1 »

--> ( 1 ) - پيامبر بزرگوار اسلام از اين نسبتها مبرّا است . پيامبرى كه جلوهء تام خداوند است و به تصريح خداى متعال « از روى هواى نفس سخن نمىگويد ، نيست آن مگر وحيى كه به او مىرسد . » ( نجم / 52 ) پيامبرى كه بر « خلق عظيم است » ( قلم / 68 ) ، پيامبرى كه وحشى قاتل همين عمويش حمزه را مىبخشد ، چگونه ممكن است چنين سخنانى بر زبان راند ؟ اگر نازل شدن آيه در اين مورد درست باشد ، نظر به سخنانى دارد كه مسلمانان بر زبان رانده‌اند نه پيامبر . ( مترجم )