هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
49
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
فرماندهء آنان عبد الله بن جبير با ايشان سخن گفت و به فرمانبردارى از دستور پيامبر فراخواند ، ولى آنان نافرمانى كرده درحالىكه از يكديگر پيشى مىگرفتند بسوى لشكرگاه رفتند تا غنيمت بيابند ، و جز تعدادى اندك كه بيش از ده نفر نبودند با عبد الله باقى نماندند . حارث بن انس فرياد مىكرد : اى گروه ، عهد پيامبرتان را ياد كنيد و از فرماندهتان اطاعت كنيد . ولى كسى به او گوش نسپرد و پشت مسلمانان براى حملهء مشركان بازماند . خداوند در اين باره چنين نازل فرمود : « وَ لَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُمْ بِإِذْنِهِ حَتَّى إِذا فَشِلْتُمْ وَ تَنازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَ عَصَيْتُمْ مِنْ بَعْدِ ما أَراكُمْ ما تُحِبُّونَ مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الدُّنْيا وَ مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الْآخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ وَ لَقَدْ عَفا عَنْكُمْ وَ اللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ » ( آل عمران / 152 ) ( خداوند وعدهء خويش را راست آورد آن هنگام كه مشركان را به اذن او مىكشتيد تا آن هنگام كه غنيمتهائى را كه دوست داشتيد به شما نشان داد سستى كرديد و به نزاع برخاستيد و نافرمانى كرديد . از شما گروهى خواهان دنيايند و گروهى خواهان آخرتند . سپس شما را از آنان غافل كرد تا شما را بيازمايد . خداوند از شما در گذشت ، خداوند بر مؤمنان بخشايشگر است . ) ( 1 ) مشركان سخت شكست خورده بودند . وحشت در دلهاشان رخنه كرده و لشكرگاه خود را رها كرده بودند . هند و همراهانش نيز به فرار پناه بردند ، و اگر مسلمانان مىخواستند آنان را اسير سازند كسى نبود كه آنان را بازدارد . در اين هنگام خالد بن وليد كه سرپرستى سواران را به عهده داشت ، در حال گريز به كوهى كه اصرار داشت از آنجا رخنهاى بيابد و از پشت به مسلمانان هجوم برد نگريست و متوجه شد از گروهى كه در آنجا بودند جز اندكى نماندهاند . چون اين را ديد با سواران تحت فرمان خود به آن گروه اندك يورش برد و با آنها درگير شد . گروه تيرانداز به افراد او تيراندازى كردند تا ديگر پيكانى برايشان باقى نماند ، پس شمشيرها را كشيده با آن سواران درگير شدند و سرشناسان ايشان را مورد حمله قرار دادند و تا آخرين