هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )

419

سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )

از ميان بردن بيداد و ستم دعوت نمود و به مكارم اخلاق و مهربانى به يكديگر و دفاع از مستضعفان از مرد و زن و كودك و هر چه نيكبختى ايشان را در دنيا و آخرت فراهم مىساخت برانگيخت . وى بيش از بيست سال را در اين كار سپرى كرد بىآنكه در طى آن طعم آسايش را بچشد . جهاد مىنمود و براى پابرجا ساختن ارزشهائى كه بخاطر آنها آمده بود مبارزه مىكرد . به آنها دعوت نمود تا ميراثى براى همهء نسلها در همهء زمانها و مكانها گردد . در همان حال كه به خاطر آينده‌اى سرشار از همهء مفاهيم نيكى و مهر و محبت مبارزه مىنمود ، فرداى نزديك ايشان را پيش چشم خويش آشكار مىديد كه به قهقرا بازگشته به جاهليت نخستين خويش رجوع كرده‌اند ، و آنگونه كه در روايت بخارى و ديگر محدثان آمده جز اندك تنى از ايشان نجات نيافته‌اند . ( 1 ) وى در بيمارى و در حالى كه دردهاى بيرون از توان را در جان خويش احساس مىكرد از ايشان خواست برايشان نوشته‌اى بنويسد كه پس از او گمراه نشوند ، و ايشان سخن او را به هذيان و بيهوده‌گوئى توصيف كردند . پس از ايشان نااميد گشت و رفيق اعلى و همراهى با برادرانش ، پيامبران و رسولان خدا ، را برگزيد و در آخرين دم حيات در حالى كه سر بر سينهء على ( ع ) داشت با او راز مىگفت و اسرار هستى و زندگى و رويدادها و سختىهاى آينده را در اختيار او مىگذارد . ( 2 ) عايشه روايت كرده است كه پيامبر در حالى درگذشت كه سر بر دامن او داشت . خواه اين باشد يا آن ، يا اينكه وفات پيامبر بر بستر خود بوده باشد ، براى هيچ انسانى تا آن هنگام كه نمودار برجسته‌اى از سيره و اخلاق و فداكاريهاى پيامبر نباشد به تنهائى فضيلتى نيست . ( 3 ) مورخان بر اينكه ابو بكر در هنگام وفات پيامبر بيرون از مدينه بوده است همداستانند ، و اينكه مسلمانان هنگام شنيدن زارى زنان از اين رويداد مبهوت گشتند . زيرا ساعاتى پيش بود كه پيامبر بيرون آمد و با ايشان نماز گزارد و نشانه‌هاى نشاط و بهبودى در او آشكار بود . عمر بن خطاب