هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
417
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
( 1 ) چون فشار بيمارى شدت گرفت ، پيامبر آب به دست مىگرفت و مىفرمود : واى از غم و اندوه . فاطمه مىگفت : پدر جان من بخاطر اندوه تو اندوهگينم . پيامبر فرمود : پس از امروز ديگر براى پدرت اندوهى نيست . در برخى از روايات آمده كه پيامبر پيش از وفاتش خود را با نشاط يافت و حرارت تبش پائين آمد . پس درحالىكه به على ( ع ) و فضل بن عباس تكيه كرده بود بيرون آمده به مسجد رفت . آنگاه رو به مردم كرده آواى خود را بلند نمود بگونهاى كه كسانى كه بيرون مسجد بودند صداى او را مىشنيدند . در اين هنگام فرمود : اى مردم آتش افروخته شد و فتنهها همچون پارههاى شب تار روى آورد . به خدا سوگند شما هيچ حجتى بر من نداريد . من جز آنچه را قرآن حلال كرد حلال نكردم و جز آنچه را قرآن حرام كرد حرام نكردم ، خداوند لعنت كند گروهى را كه گورهاشان را مسجد گرفتند . « 1 » ( 2 ) مسلمانان در حالت پيامبر نشانههائى براى دلگرمى و آرامش يافتند ، پس ابو بكر از آن حضرت اجازه خواست به سنخ كه همسرش دختر خارجه در آنجا بود برود . گروهى ديگر نيز به گمان اينكه نشاطى كه در پيامبر ظاهر شده نشانهء بهبودى و آغاز سلامتى است به دنبال كارهاى خود رفتند ، ولى فرمان خدا از وراى اميدهاى اصحاب و دوستداران آن حضرت به سوى
--> ( 1 ) - اگر روايت درست باشد و بخش آخر روايت از آن پيامبر ( ص ) باشد ناچار در مورد كسانى است كه گورهاى مردگان خويش را استوار مىكردند و از روى انگيزهء عاطفى يا حميتهاى جاهلى آن را مسجد قرار مىدادند ، اگر چه آنها مزيتى كه ايشان را مستحق چنين كارى سازد نداشته باشند . اما در مورد كسانى كه آموزههاى اسلام و قرآن و اديان صحيح را با رفتار و كردارشان تجسم مىدهند ، مانند پيامبران و پيشوايان هدايتگر و نيكان شايسته ، جدا بعيد است كه پيامبر از استوار ساختن گورهاى آنان و نماز گزاردن در آنها بازدارد ، گرچه ساختن و بزرگداشت آن گورها انسان را به جهات نيكوى گرانمايهاى كه با نامهاى ايشان همراه مىباشد و از حق و خوبى و فضيلت نشان مىدهد متوجه سازد و نمونهاى گرانمايه براى نسلهاى همهء زمانها و مكانها باشند .