هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
394
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
شده است كه فرمود : « خداوند عز و جل به پيامبرش فرمان داد ولايت على ( ع ) را اعلان كند ، و بر او چنين نازل فرمود : « إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ » ( مائده / 55 ) ( هرآينه سرور شما تنها خدا و پيامبرش و كسانىاند كه ايمان آوردند . آنان كه نماز مىگزارند و در حال ركوع زكات مىدهند . ) ( 1 ) ولى ايشان در نيافتند كه ولايت چيست . پس خداوند كعبه به محمّد ( ص ) فرمان داد همانگونه كه نماز و زكات و حج و روزه را براى مردم تفسير نمود ، ولايت را نيز تفسير كند . چون اين فرمان از سوى خدا به پيامبر رسيد سينهء پيامبر از آن تنگ گرديد و ترسيد ايشان از دين برگردند و او را تكذيب كنند و به خداى خود رجوع نمود ، پس به او چنين وحى فرمود : « يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ » پس به انجام فرمان خدا پرداخت و ولايت على را در روز غدير خم برپا نمود ، و خداوند پس از آن چنين نازل فرمود : « الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً » ( مائده / 3 ) ( 2 ) در مورد آيهء « إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ » در مجمع البيان به سندش كه به ابو ذر غفارى - رحمت خدا بر او - مىرسد ، آمده كه وى گفت : روزى نماز ظهر را همراه پيامبر بجا آوردم . نيازمندى در مسجد اظهار نياز كرد ولى هيچكس به او چيزى نداد . سائل دستش را به آسمان بلند كرد و گفت : خدايا گواه باش كه من در مسجد رسول خدا اظهار نياز كردم و هيچكس به من چيزى نداد . على در حال ركوع بود ، با انگشت كوچك دست راستش كه خاتم در آن بود به او اشاره نمود . سائل پيش رفت تا آنكه خاتم را از انگشت او برگرفت و اين در برابر چشم پيامبر بود . چون پيامبر از نماز فارغ شد ، سر به سوى آسمان كرد و گفت : « خدايا برادرم موسى از تو درخواست كرده گفت : پروردگارا سينهء مرا گشاده دار و كار مرا آسان كن و گره از زبانم باز كن تا سخن مرا دريابند و از خاندانم براى من وزيرى قرار ده ، برادرم