هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
390
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
هر كه را در روز غدير خم شنيد كه پيامبر مىفرمود « هر كه من مولاى اويم اين على نيز مولاى اوست » به خدا سوگند مىدهم كه برخيزد و گواهى دهد . پس دوازده تن از اصحاب بدر برخاستند . گويا اكنون به يكى از ايشان مىنگرم . آنگاه گفتند : ما گواهى مىدهيم كه روز غدير خم شنيديم رسول خدا مىفرمود « آيا من از مؤمنان به خودشان سزاوارتر نيستم و زنان من مادران مؤمنان نيستند ؟ » گفتند : چرا اى رسول خدا ، هستى . آنگاه فرمود : « هر كس من مولاى اويم على نيز مولاى اوست ، خدايا دوست بدار هر كه او را دوست بدارد و دشمن بدار هر كه او را دشمن بدارد » . ( 1 ) در بدايه و نهايه اين حديث رحبه را با راويان گوناگون آورده است . ولى همه از جهت محتوا هماهنگند و تصريح مىكنند كسانى كه به صادر شدن اين سخن از پيامبر گواهى دادند دوازده تن از اصحاب بدر بودهاند . و در برخى از آنها آمده است كه هفده تن بدرى به آن مطلب گواهى دادند . ( 2 ) در بدايه و نهايه آمده است كه ابن جرير طبرى صاحب تفسير و تاريخ دربارهء حديث غدير دو جلد كتاب نگاشت و در آن راويان حديث و واژههاى آن را گرد آوردى كرد و درست و نادرست و ارزشمند و بىارزش آنها را با هم سنجيد . و ادامه مىدهد : حاكم بن عساكر احاديث بسيارى در اطراف خطبهء غدير آورده و ما نمونههاى برجستهء آنچه را كه در اين مورد آورده مىآوريم . ما برخى از احاديثى را كه او در اطراف اين موضوع در كتابش آورده يادآور شديم . با وجود آنكه ابن كثير برخى از احاديث حاكى از برخورد پيامبر را در آن روز ، از جهت اسناد ضعيف شمرده ، ولى در پايان اعتراف نموده كه اين حديث متواتر است و راهى براى انكار آن نيست . ولى به گمان او با اين حال اين حديث سودى به شيعه نمىرساند . ( 3 ) در هر حال حديث غدير را با همين متن ، ابن ماجه در صحيح و احمد در مسند و حاكم در مستدرك صحيحين از راويان گوناگون نقل كردهاند .