هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )

382

سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )

ربّكم كحرمة يومكم هذا فى شهركم و بلدكم هذا ، الا و من كانت عنده امانة فليؤدّها الى الّذى ائتمنه عليها و انّ دماء الجاهليّة موضوعة و اوّل دم ابدئ به دم عامر بن ربيعة بن الحرث بن عبد المطلّب و انّ مآثر الجاهليّة كلّها موضوعة غير السدانة و السّقاية و انّ فى قتل العمد قود و فى شبه العمد ، قتيل العصا و الحجر مائة من الابل . » ( 1 ) ( اما بعد ، اى مردم آنچه را كه براى شما بيان مىكنم از من گوش داريد ، زيرا نمىدانم شايد پس از امسال ديگر شما را در اين محل ديدار نكنم . خونها و مالهاى شما تا هنگامى كه با خدايتان ديدار كنيد ، مانند حرمت اين روز و اين ماه و اين سرزمين بر يكديگر حرام است . آگاه باشيد كه هر كه امانتى در نزد اوست بايد آن را به كسى كه وى را بر آن امين دانسته است بازگرداند . خونهائى كه در جاهليت ريخته شده زير پاى من است و نخستين خونى كه من از آن آغاز مىكنم خون عامر بن ربيعة بن حرث بن عبد المطلب « 1 » است . افتخارات و مرده ريگهاى جاهليت همه از ميان رفته است ، جز پرده‌دارى كعبه و آب دادن به حاجيان . آگاه باشيد كه در قتل عمد قصاص است و در شبه عمد كشته شده توسط عصا و سنگ ، صد شتر ديه بايد پرداخت شود . ) « يا أيّها النّاس انّ الشّيطان قد يئس ان يعبد فى ارضكم هذه ، و لكنّه رضى ان يطاع فيما سوى ذلك ممّا تحقرون من اعمالكم » ( 2 ) ( اى مردم همانا شيطان از اينكه در اين سرزمين پرستيده شود نااميد گشت ، ولى از اين كه در غير اين امر ، در آنچه از اعمالتان كوچك مىشماريد فرمانبردارى شود خشنود است . ) « يا ايّها النّاس إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيادَةٌ فِي الْكُفْرِ يُضَلُّ بِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا يُحِلُّونَهُ عاماً وَ يُحَرِّمُونَهُ عاماً لِيُواطِؤُا عِدَّةَ ما حَرَّمَ اللَّهُ و انّ الزّمان قد استدار كهيئته يوم خلق اللّه السّماوات و الارض »

--> ( 1 ) - در سيرهء ابن هشام آمده كه قبيلهء هذيل به او هجوم برده و او را كشته بودند .