هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
380
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
نمود و در بالاى آن ايستاد تا خانه را ديد و رو به قبله نمود و خدا را به يگانگى توصيف كرد و تكبير زد و گفت : « لا إله الا الله وحده لا شريك له ، له الملك و له الحمد و هو على كل شيء قدير ، لا إله الا الله انجز وعده و نصر عبده و هزم الاحزاب وحده » . سپس فرود آمد تا به سطح دره رسيد . آنگاه به سوى مروه شتافت و از آن بالا رفت تا نظرش به خانه افتاد ، باز خدا را به يگانگى ياد كرد و تكبير گفت . پيوسته اين كار را انجام مىداد و انبوه مردم نيز پيش رو و پشت سرش به انجام سعى سرگرم بودند تا آنكه سعى به پايان رسيد و پيامبر در حالى كه بر احرام باقى بود به محل اقامتش رفت . ( 1 ) پيش از خروج از مكه به سوى عرفات ، پيامبر در مسجد براى مردم سخن گفت و ايشان را اندرز داد و برخى از احكام مربوط به حج و امور ديگر را براى آنان بيان فرمود و روز هشتم به سوى عرفه حركت نمود . در راه بر منى گذر كرد و در آنجا توقف نمود . نزديك دميدن سپيدهء روز نهم از منى به سوى عرفات رهسپار گرديد و باقيماندهء آن روز را در آنجا ماند و فرمود : « هر عرفهاى محل توقف است مگر درون عرفه . » چون هنگام ظهر فرا رسيد ، ناقهء خود قصوى را خواست . آن را جهاز بستند و پيامبر بر آن سوار شد . آنگاه در ميان آن جمعيت انبوه توقف نمود و به سخنرانى پرداخته پس از حمد و ثناى خداوند فرمود : « خداوند روى بندهاى را كه سخن مرا بشنود و آن را دريابد و نگهدارد ، سپس به آنكه آن را نشنيده است برساند خرم سازد ، زيرا چه بسا دارندهء فقهى كه فقيه نيست و چه بسا برندهء فقهى كه آن را به فهيمتر از خود مىرساند . سه چيز است كه دل مرد مسلمان به آنها خيانت نمىورزد : خالص كردن عمل براى خدا و خيرخواهى براى پيشوايان حق و همراهى با جماعت مسلمانان . چه دعاى ايشان همه را فرا مىگيرد . » سپس فرمود : « اى مردم بدانيد كه خون و مال و آبروى شما بر يكديگر حرام است ، همانند حرام بودن اين ماه و اين سرزمين و اين روز » . آنگاه تا فروشدن خورشيد و رفتن زردى از طرف شرق در عرفات