هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )

378

سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )

( 1 ) فقيهان سه نوع حج برشمرده‌اند : افراد ، قران و تمتع . افراد و قران براى اهل مكه و مناطق نزديك آنجا واجب است ، و فرق آن دو اين است كه : افراد احرام بستن است براى حج مركب از توقف در عرفات و مزدلفه و منى و قربانى كردن و سنگ زدن به جمرات و طواف و سعى ، و قران آن است كه حاجى براى عمره و حج در ماه‌هاى حج محرم مىشود و نخست براى عمره مىآيد و براى انجام اعمال حج محرم باقى مىماند بگونه‌اى كه حج و عمره با يك احرام انجام مىشود و مكلف است كه با خود قربانى همراه بياورد . ولى اگر قربانى نياورده باشد مىتواند پس از طواف و سعى و تقصير از احرام خارج شود ، سپس به هنگام رفتن به عرفات بار ديگر احرام ببندد . و اين همان چيزى است كه پيامبر به مسلمانان فرمان داد . برخى از مسلمانان اين حكم پيامبر را فرمانبردارى كردند و برخى مخالفت ورزيدند . گروهى گفتند : پيامبر ژوليده و غبارآلوده باشد و ما جامه بپوشيم و به زنان نزديك شويم ؟ گروهى گفتند : آيا شرم نمىكنيد در حالى كه پيامبر در احرام است با سرهائى كه آب غسل از آن مىچكد بيرون آييد ؟ پيامبر نظر كسانى را كه مخالفت مىكردند رد نمود و فرمود : اگر اين نبود كه من با خود قربانى آورده‌ام ، از احرام بيرون مىآمدم و آن را عمره قرار مىدادم . پس هر كه قربانى نياورده بايد از احرام بيرون رود . پس از اين سخنان گروهى دست از مخالفت برداشتند و گروهى ديگر بر مخالفت خود باقى ماندند . ( 2 ) از نسائى در سننش از براء بن عازب نقل شده كه گفت : من هنگامى كه پيامبر به على ( ع ) فرمان داد به يمن برود همراه على ( ع ) بودم ، على در بازگشت بر پيامبر وارد شد . آن حضرت ملاقات خود را چنين حكايت مىكند : پيامبر به من فرمود : چه نيتى كرده‌اى ؟ گفتم من به نيت شما نيت كرده‌ام . فرمود من با خود قربانى آورده‌ام و حج قران انجام مىدهم . آنگاه به اصحابش فرمود : اگر من آنچه را پيش رو داشتم پيش از اين مىداشتم همان مىكردم كه شما كرديد ، ولى من قربانى آورده‌ام و حج قران مىگزارم .