هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
35
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
ما را بر ما گستاخ سازند ، تا از اينكه ما براى جنگ با قريش نرفته و از حريم خود دفاع نكردهايم بر ما گستاخ شوند . باشد كه خداوند ما را بر ايشان پيروز سازد ، زيرا ما عادت خداوند را اين گونه يافتهايم ، يا به نتيجهء ديگرى كه شهادت است مىرسيم . ( 1 ) من جنگ بدر را درحالىكه بسيار آرزوى آن را داشتم از دست دادم . آرزومندىام به آن به حدى بود كه با پسرم در رفتن به بدر قرعه افكندم و شهادت روزى او شد درحالىكه من به شهادت بسيار حريص بودم . من ديشب پسرم را در خواب ديدم كه در نيكوترين صورت در ميان درختان ميوه و جويهاى بهشت گردش مىكند ، به من گفت : پدر به ما بپيوند كه در بهشت همراه هم باشيم . من آنچه را پروردگارم به من وعده داد حق يافتم ، و به خدا سوگند امروز را با اشتياق همدمى با او در بهشت ، صبح كردهام . سن من زياد گشته ، استخوانم نازك شده و ديدار پروردگارم را دوست مىدارم ، اى رسول خدا مرا دعا كن كه همراهى پسرم سعد را در بهشت روزى من گرداند » . پيامبر او را همان گونه دعا فرمود و او در جنگ احد شهيد گرديد . ( 2 ) حمزة بن عبد المطلب نيز گفت : سوگند به آنكه بر تو كتاب نازل فرمود من امروز غذائى نمىخورم تا آنكه با ايشان در بيرون مدينه با شمشيرم پيكار كنم . آنگونه كه در جلد سوم شرح نهج البلاغه آمده ، حمزه روز جمعه و شنبه را به هنگام برخورد با مشركان روزه بود . در كتاب ياد شده آمده است كه حمزه و سعد بن عباده و نعمان بن مالك و ديگر پاك نيتان اوس و خزرج و سالمندان به پيامبر گفتند : اى رسول خدا ما مىترسيم دشمن گمان برد كه ما از ترس برخورد با ايشان از روبرو شدن با آنان در بيرون مدينه خوددارى مىكنيم و اين باعث گستاخى آنان نسبت به ما گردد . من در روز بدر با سيصد مرد بودم و خداوند ترا بر ايشان پيروز گرداند و امروز ما گروهى بسيار هستيم كه آرزوى اين روز را داريم . ما از خداوند چنين برخوردى را مىخواستم و حالا خداوند اين موقعيت را در سرزمين خودمان برايمان پيش آورده است .