هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )

340

سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )

حجاز را براى خود خطرى جدى مىديد و سپاه خود را براى يورش به حجاز در مرزها گردآورده بود ، دشوار بود امنيت و آرامش در حجاز پا بگيرد ، از اينرو چون خبر آمادگى ايشان به پيامبر رسيد به همراه سى هزار تن يا بيشتر از مدينه حركت نمود . هنگامى كه خبر حركت سپاه اسلام به روميان رسيد وحشت بر ايشان چيره شد و به داخل دژهاى خويش عقب‌نشينى كرده و از ترس آن لشكر انبوه كه فرماندهىاش به دست محمد بن عبد الله بود به قلعه‌هاى خود پناه بردند . چون پيامبر به تبوك رسيد در آنجا جز ساكنان منطقه لشكرى نديد ايشان نيز به شروط او گردن نهاده و با وى پيمان بستند با هيچ كس عليه او همكارى نكنند و سرزمين خويش را مركز تجاوز به سرزمين حجاز قرار ندهند . به اين ترتيب پيامبر در اين غزوه به پيروزىاى دست يافت كه در هيچ يك از غزواتش به آن دست نيافته بود . زيرا آن سپاه دويست هزار نفرى يا بيشتر ، درهم ريخته بود و از جبههء برخورد به داخل دژها و پادگانهاى خويش عقب نشسته و مناطق هم مرز حجاز را به مسلمانان تسليم كرده بود . ساكنان آن نقاط به پرداخت جزيه پايبند شده و با پيامبر پيمان بستند كه با هيچ كس عليه او همكارى نكنند . ( 1 ) ولى بيشتر مسلمانان نتايج بدست آمده در اين غزوه را در نيافته و براى آنها ارزشى قائل نبودند . گروهى از منافقان نيز نتايج آن را مورد تمسخر قرار مىدادند ، زيرا براى ايشان همچون ديگر غزوات سود مادى ببار نياورده و اهدافى كه خوابش را ديده بودند تحقق نيافته بود . گروهى از منافقان كه از همراهى با پيامبر خوددارى نموده بودند به نزد آن حضرت آمده از وى پوزش خواستند ، ولى پيامبر عذرخواهى ايشان را نپذيرفت . وى در برخورد با منافقان به شيوه‌اى سختگيرانه دست زد كه آنها درگذشته با آن انس نداشتند . بويژه پس از آنكه روشن گرديد لشكر ابن أبى كه از همراهان او كمتر نبوده‌اند در ميان ايشان هستند . پيامبر مشاهده كرد آسانگيرى با ايشان ، آنان را به تباهى و آشفتگى در صفوف مسلمانان برخواهد انگيخت .