هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
337
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
و چه مىخواستند ؟ گفت : نه اى رسول خدا . پيامبر فرمود : آنان انديشيده بودند همراه من بيايند تا چون به گردنه رسيدم مرا به دره پرتاب كنند . گفت : آيا هنگامى كه مردم رسيدند ايشان را مجازات نمىكنى ؟ فرمود : دوست ندارم مردم بگويند محمد اصحابش را كشت . سپس نام ايشان را برد . « 1 » يعقوبى داستان اين توطئه را بطور مختصر در تاريخ خود يادآور شده و گفته است كه حذيفه مىگفت نام ايشان را مىداند . ( 1 ) پيش از آنكه پيامبر با سپاه به تبوك برسد ، خبر حركت وى به روم رسيد . همچنانكه پيشتر خبر پيروزيهاى پىدرپى او در همهء جنگهائى كه ميان او و قريش و ديگر قبايل عرب روى داده بود به آنان رسيده بود . خطر در پيش چشم روميان مجسم شد و پيشبينى كردند اگر پيامبر ( ص ) در اين جنگ پيروز شود هيچچيز جلودار او نخواهد بود و پس از آن پيروزيهاى ديگرى خواهد داشت ، و سرانجام سراسر امپراطورى روم با يورش اين سپاه روبرو خواهد شد . سپاهى كه آن پيروزيها همهء اسباب نيرومندى را برايش فراهم ساخته ، شيرينى پيروزى را چشيده و به آن مىانديشد و هنگامى كه به آوردگاه وارد مىشود جز به پيروزى نمىانديشد . در آن زمان رزمندهء مسلمان براى زندگى ارزشى قائل نبود ، زيرا از آن به زندگانى جاويد و نعمت هميشگى منتقل خواهد شد . ( 2 ) روميان اين حقايق را درك كرده و خطرهايى را كه درگيرى با اين سپاه كه بهشت را زير سايهء سلاح مىدانستند داشت ، تصور مىكردند . سپاهى كه اگر مىجنگيد و كشته مىشد بهشتى بود و اگر مىكشت نيز به بهشت
--> ( 1 ) - از سير حوادث صدر اسلام روشن است كه هرگاه مسألهاى مربوط به بزرگان صحابه مىشد نام ايشان بطور آشكار در آن حديث نمىآمد و از ايشان به فلان و فلان تعبير مىشد ، يعنى افرادى كه راوى از نام بردن ايشان بطور آشكار بيم دارد . ولى اگر حادثه به بزرگان صحابه ارتباط نداشت نام فرد بطور صريح در آن مىآمد . اين مسأله بر فرد پژوهشگر آشكار است و ما در ضمن بيان غزوهء احد از اين مطلب سخن گفتيم .