هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
327
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
آمده مردم را از شركت در سپاه بر حذر مىدارند و از برخورد با روم - مىترسانند . پيامبر از ترس آنكه مبادا خطر اين تبليغات بالا گيرد و پرهيز از يارى در جنگ به ديگر مردم سرايت كند با ايشان مدارا نكرد و طلحة بن عبيد الله را به همراه تنى چند از صحابه به سراغ ايشان فرستاد . آنان خانه را به آتش كشيدند ، يكى از ايشان از بام گريخت و پايش شكست . ديگران نيز از ميان آتش بيرون دويدند و نجات يافتند . اين رفتار براى ديگران مايهء عبرت شد و پس از آن ديگر كسى نمىتوانست آشكارا به چنين كارهائى دست بزند . اين برخورد سخت ، اثر خوبى در خوار كردن منافقان داشت . ( 1 ) توانگران به سراغ پيامبر آمده تا آنجا كه مىتوانستند براى تجهيز سپاه مىپرداختند . در برخى از نوشتههاى مربوط به سيره آمده است كه عثمان بن عفان به نزد پيامبر ( ص ) آمده هزار دينار براى تجهيز سپاه كمك كرد ، و به گفتهء راوى آنها را در دامن آن حضرت ريخت . پيامبر با دستش آنها را زير و رو مىكرد و مىفرمود : از امروز عثمان هر چه بكند به او زيانى نمىزند . صاحب تاريخ الخميس باور كردن اين حديث را دشوار مىيابد . از قتاده نيز روايت شده كه عثمان در جيش العسره ( سپاه تنگدستى ) هزار شتر و هفتاد اسب بار براى مسلمانان آورد . همچنانكه از حذيفه نقل مىكنند وى ده هزار دينار براى پيامبر آورد و آنها را پيش روى پيامبر ريخت . پيامبر آنها را زير و رو مىكرد و مىفرمود : خداوندا گناهان گذشته و آينده و آشكار و پنهان عثمان را بيامرز ، از امروز ديگر باكى از آنچه مىكند ندارد . ( 2 ) در اينكه عثمان در آن غزوه چه چيزى براى كمك آورد ، روايات با هم مختلفند ولى همه تصريح دارند كه پيامبر فرمود : آنچه عثمان از امروز انجام دهد به او زيان نمىزند . در نزد علماى درايه اين ضابطه وجود دارد كه اختلاف محتواى روايات از اسباب سست شمردن و به حساب نياوردن آن محسوب مىشود . بكرى نيز در تاريخش برخى از آنها را به دور بودن از پذيرش عقل توصيف نموده است .