هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
316
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
كنند . بيشتر قبايل با خوشروئى با ايشان روبرو شده زكات اموالشان را با دلى خوش و راضى به آنها مىپرداختند . جز يكى از شاخههاى قبيلهء تميم و بنى المصطلق كسى از پرداخت زكات سرباز نزد . ( 1 ) در برخى از نوشتههاى مربوط به سيره آمده كه بنى عنبر تيرهاى از قبيلهء تميم هنگامى كه مأموران جمعآورى زكات به نزدشان آمدند ، شمشيرها و پيكانهاى ايشان را گرفته آنان را از سرزمين خود راندند . چون خبر اين كار به پيامبر ( ص ) رسيد عيينة بن حصن را به فرماندهى گروهى مركب از پنجاه سوار به سوى ايشان روانه كرد . اين گروه غافلگيرانه به بنى عنبر هجوم بردند . مردان بنى عنبر گريختند و مسلمانان حدود پنجاه تن از مرد و زن و كودك را اسير كرده به مدينه بازگشتند . پيامبر ايشان را در جائى كه برايشان در نظر گرفته بود جاى داد . در ميان بنى تميم گروهى اسلام آورده در فتح مكه و جنگ حنين در كنار پيامبر قرار گرفتند و گروهى هنوز بر شرك باقى بودند . چون اين حادثه براى بنى عنبر از قومشان پيش آمد گروهى از بزرگانشان را به نزد پيامبر فرستادند . ايشان به مدينه آمده وارد مسجد شدند و از پشت ديوار خانهء پيامبر فرياد مىكردند : اى محمد بيرون بيا . آنچنان كه برخى از سيرهنويسان مىگويند آيهء زير به همين مناسبت فرود آمد : « إِنَّ الَّذِينَ يُنادُونَكَ مِنْ وَراءِ الْحُجُراتِ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ » ( حجرات / 4 ) ( آن كسانى كه ترا از پشت اطاقها آواز مىدهند بيشترشان عقل به كار نمىبرند ) . ( 2 ) اگر اين نبود كه مؤذن بانگ نماز ظهر برداشته بود ، پيامبر به نزد ايشان كه او را به اين شيوهء ناهنجار مورد خطاب قرار داده بودند نمىرفت . هنگامى كه پيامبر بيرون آمد ايشان آنچه را كه عيينة بن حصن با خانوادهء ايشان كرده بازگو كردند و پايگاه خويش را در ميان عرب يادآور شدند و خواستند به آن بنازند ، لذا سخنرانشان عطارد بن حاجب به سخن پرداخت . پيامبر نيز ثابت بن قيس را از ميان مسلمانان فراخواند تا پاسخ او را بدهد ، و