هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
314
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
آن را تكرار نمىكنم . سپس بر حفصه وارد شد و او نيز همين را به پيامبر گفت و پيامبر همان پاسخى را كه به عايشه داده بود به وى نيز بازگفت . ( 1 ) در روايت ديگرى آمده كه بيشتر زنان پيامبر با عايشه همدست شدند كه اين مطلب را به پيامبر بگويند و پيامبر نيز آن را بر خود حرام نمود « 1 » . ديگر اينكه پيامبر سخنى را با حفصه در ميان گذارد و به او فرمود آن را براى هيچكس نقل نكند . برخى نيز گفتهاند آن را به عايشه فرمود و او به پدرش يا به دوستش گفت . كارهاى بسيارى از اين گونه گاهوبيگاه از ايشان بروز مىكرد . به اين جهت پيامبر يك ماه كامل از ايشان كناره گرفت و ميان مسلمانان شايع شد آن حضرت زنانش را طلاق داده است . كار به جائى رسيد كه پيامبر ( ص ) روزى در ضمن سخنرانى براى مردم فرمود : فتنه از اينجا بيرون مىآيد ، آنگاه كه شاخهاى شيطان برآيد . اين سخن را سه بار تكرار نموده با دستش به خانهء عايشه اشاره نمود . « 2 » و خداوند به اين مناسبت آيات زير را نازل فرمود : « يا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضاتَ أَزْواجِكَ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ . قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَكُمْ تَحِلَّةَ أَيْمانِكُمْ وَ اللَّهُ مَوْلاكُمْ وَ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ . وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلى بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدِيثاً فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَ أَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَ أَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ ، فَلَمَّا نَبَّأَها بِهِ قالَتْ مَنْ أَنْبَأَكَ هذا قالَ نَبَّأَنِيَ الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ إِنْ تَتُوبا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما وَ إِنْ تَظاهَرا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَ جِبْرِيلُ وَ صالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمَلائِكَةُ بَعْدَ ذلِكَ ظَهِيرٌ عَسى رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَكُنَّ أَنْ يُبْدِلَهُ أَزْواجاً خَيْراً مِنْكُنَّ مُسْلِماتٍ مُؤْمِناتٍ قانِتاتٍ تائِباتٍ عابِداتٍ سائِحاتٍ ثَيِّباتٍ وَ أَبْكاراً » ( تحريم / 5 - 1 ) ( اى پيامبر چرا آنچه را خداوند بر تو حلال فرمود حرام كردى تا
--> ( 1 ) - از اين روايت نشانههاى دروغين و ساختگى بودن آشكار است ، زيرا پيامبر را به گونهاى مجسم مىكند كه گوئى آلت دست زنانش بوده و آنها هر گونه كه مىخواستند با او رفتار مىكردند ، در حالى كه او والاتر و برتر از آنست كه در اين مرتبه قرار گيرد . همچنانكه برخوردهايش با آنان در مناسبتهاى گوناگون اين حقيقت را تأكيد مىكند . ( 2 ) - صحيح بخارى ، ج 2 ، ص 189 .