هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )

30

سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )

جنگنده از مكيان و ديگر اعراب گرد آورد كه هفتصد رزمندهء زره‌پوش در ميان ايشان وجود داشت و دويست اسب و سه هزار شتر به همراه داشتند . ( 1 ) قريش نسبت به همراه بردن زنان ، اختلاف كردند . كسانى مىگفتند بردن آنان رزمندگان را برمىانگيزد و تعصب و پافشارى آنان را افزون مىكند ، ولى نوفل بن معاويه و گروهى از مشركان با اين نظر مخالفت كرده مىگفتند : درست نيست ناموس خود را در معرض دشمن قرار دهيد . ما اطمينان نداريم كه جنگ به زيان ما جريان نيابد ، و در آن صورت با اسير شدن زنانمان رسوا مىشويم . در حالى كه ايشان به ستيزه و رد سخنان يكديگر سرگرم بودند ، ناگاه هند دختر عتبه بشدت بانگ برآورد و به نوفل بن معاويه گفت : « تو كه چنين مىگوئى در روز بدر سالم ماندى و بنزد زنانت بازگشتى . به لات و عزى سوگند ما به همراه سپاه مىرويم و به هيچ‌كس اجازه نمىدهيم ما را بازگرداند . همچنانكه در هنگام رفتن به بدر آوازه‌خوانان را بازگردانيديد و در نتيجه عزيزان ما كشته شدند و كسى نبود كه جنگجويان را بر پيكار تشويق كند » پس از پافشارى هند و برخورد محكم وى كه حريص‌ترين فرد قريش بر خونخواهى پدر و عمو و برادرش بود ، نظر بر شركت زنان در اين جنگ قرار گرفت . ( 2 ) در برخى از كتابهاى سيره آمده است زنانى كه در جنگ احد شركت كردند پانزده تن بودند كه چند تن از ايشان عبارتند از : هند دختر عتبه و همسر ابو سفيان ، ام حكيم دختر حارث بن هشام همسر عكرمة بن ابى جهل ، سلافه دختر سعد زن طلحة بن ابى طلحه كه شوهرش و چهار تن از فرزندانش در اين جنگ كشته شدند ، ريطه دختر ميتة بن حجاج همسر عمرو بن عاص ، خناس دختر مالك كه همراه پسرش ابو عزيز بن عمير در اين جنگ شركت كرد و پسر ديگرش مصعب بن عمير در طرف مسلمانان بود و در كنار ايشان كشته شد و عمره دختر علقمة بن حارث كنانى زن غراب بن سفيان . اين زن همان است كه چون پرچم مشركان بر زمين افتاد به سوى آن رفته ، آن را