هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
267
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
داراى عشيره و قبيلهاى نيستم و زن و فرزند من نيز اينك در ميان قريشاند و بخاطر آنها اين كار را كردم . پيامبر فرمان داد او را از مسجد بيرون كنند . مردم او را از پشت هل مىدادند تا از مسجد بيرونش كردند . او روى خود را به سوى پيامبر برمىگرداند ولى سخنى نمىگفت ، پيامبر دلش به حال او سوخت و او را به مسجد بازگرداند و به وى سفارش نمود ديگر چنين نكند . ( 1 ) در برخى از روايات از واقدى و ديگران آمده است كه عمر بن خطاب به پيامبر ( ص ) گفت : اى رسول خدا به من اجازه بده گردنش را بزنم ، زيرا او نفاق ورزيده . ولى پيامبر به او توجهى نكرد و چون آنگونه كه واقدى حكايت مىكند عمر در اين درخواست پافشارى نمود ، پيامبر به او فرمود : اى عمر تو چه مىدانى ؟ شايد خداوند بر اهل بدر تفضل نموده و به ايشان فرموده باشد كه هر چه مىخواهيد بكنيد كه من شما را آمرزيدم . « 1 » سيرهنويسان مىگويند خداوند آيهء زير را به اين مناسبت نازل فرموده است . « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِياءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ قَدْ كَفَرُوا بِما جاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ يُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَ إِيَّاكُمْ أَنْ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّكُمْ إِنْ كُنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهاداً فِي سَبِيلِي وَ ابْتِغاءَ مَرْضاتِي ، تُسِرُّونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ أَنَا أَعْلَمُ بِما أَخْفَيْتُمْ وَ ما أَعْلَنْتُمْ ، وَ مَنْ يَفْعَلْهُ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِيلِ » ( ممتحنه / 1 ) ( اى كسانى كه ايمان آوردهايد دشمن من و دشمن خود را دوست نگيريد كه با ايشان طرح دوستى بيفكنيد درحالىكه آنان به حقى كه بر شما آمده
--> ( 1 ) - اين حديث ساختگى است و كسانى كه آن را ساختهاند و خواستهاند جنايتهائى را كه برخى از شركت كنندگان در جنگ بدر مرتكب شدند با اين كار بپوشانند . منطق اديان اين نيست كه خداوند به كسانى تنها به خاطر اينكه در جنگى كه به نفع اهل دين تمام شده شركت داشتهاند ، يا بخاطر آنكه كار نيكوئى انجام داده و به مردم خوبى كردهاند - هر اندازه هم كه اثر خوبيشان زياد باشد - اجازه دهد به گناه و جنايت دست بزنند . زيرا قرآن موضع اسلام را نسبت به نيكوكاران و بدكاران با آيهء زير مشخص نموده است : « هر كسى به سنگينى ذرهاى نيكى كند آن را خواهد ديد و هر كس به سنگينى ذرّهاى بدى كند آن را خواهد ديد . » ( زلزال / 7 )