هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )

247

سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )

وارد مكه گرديد دير يا زود فاتحانه وارد آن خواهد گشت . و آنگاه كه مكه سقوط كند ، در سراسر حجاز كسى نخواهد ماند كه بتواند در برابر لشكر اسلام قد علم كند . لشكرى كه به زودى حتى در مرزهاى جزيره نيز توقف نخواهد كرد . حال در چنان شرايطى سرنوشت او و افرادى چون او ، كه دشمنان سر سخت اسلام بوده همهء حركتهاى خصمانه عليه اسلام را رهبرى كرده‌اند ، چه خواهد شد ؟ او يقين داشت كه اگر به همين راه ادامه دهد ، هيچ چيز نمىتواند از وى در برابر محمد و اصحابش حمايت كند . از اين‌رو چاره‌اى جز اقرار - و لو زبانى - به پيامبرى محمد نديد و به اين كار اقدام نمود . گذشت محمد ( ص ) نيز شامل حال او شد ، گذشتى كه چند ماه بعد ابو سفيان و همسر او هند را نيز در برگرفت . كسى كه عموى پيامبر ، حمزه شير خدا و اسلام را مثله نموده ، جگر او را جويده و با خود به مكه برده بود تا آنچنان كه گروهى از روايتگران نقل كرده‌اند هرگاه كه ياد سرنوشت پدر ، عمو و برادرش در بدر برايش تازه مىشود با نگاه كردن به آن سوز دلش فرو نشيند . ( 1 ) سريه‌ها و غزوه‌هاى ميان عمرة القضاء و فتح مكه در طى ماه‌هاى پس از عمرة القضاء ميان مسلمانان و مشركان درگيريهائى پيش آمد كه برخى از گروه‌هاى اعزامى پيامبر ( ص ) به سوى مشركان ، به آنها اقدام نمودند . مانند سريهء اخرم بن ابى العوجاء به همراه پنجاه تن از مسلمانان به سوى بنى سليم . در اين برخورد بنى سليم از همپيمانان خويش يارى خواستند و گرداگرد مسلمانان را گرفتند . مسلمانان پيكار كردند تا كشته شدند و جز فرماندهء گروه اعزامى و دو تن ديگر كسى نجات نيافت . ( 2 ) نيز سريهء غالب بن عبد الله ليثى به سوى بنى ملوح در كديد ، به همراه گروهى از مسلمانان . نتيجهء اين اعزام به نفع مسلمانان بود زيرا گروهى از بنى ملوح را كشتند و بر اموال و چارپايان ايشان دست يافتند و سالم