هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )

237

سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )

گروه‌هائى را به تعقيب بت‌پرستانى كه مىشنيد در فكر تجاوز به مسلمانان هستند يا اموالى از مسلمانان غارت كرده‌اند مىفرستاد . مسلمانان توانستند قبيله‌اى از پى قبيلهء ديگر ، بر آن مردم نادان چيره شوند ، چرا كه آن قبايل در غزوهء احزاب پراكنده گشته بودند و مسلمانان با قريش در حديبيه پيمان آشتى بسته بودند و آخرين پناهگاههاى يهود در خيبر و فدك و تيماء و نقاط ديگر را نابود ساخته بودند . ( 1 ) سيره‌نويسان مىگويند پيامبر ابو بكر را با گروهى به سوى بنى فزاره و عمر بن خطاب را به جائى بنام تربه فرستاد ، و آنان بىآنكه پيكارى ميان ايشان و مشركان روى داده باشد بازگشتند . همچنين پيامبر ( ص ) عبد الله بن رواحه را به سراغ بشير بن رزام يهودى فرستاد . عبد الله به وى گفت : پيامبر ما را به سراغ تو فرستاده است تا ترا در خيبر به كار بگمارد ، و همچنان با وى سخن گفت تا آنكه به همراه سى مرد به همراه مسلمانان حركت نمود . در راه بشير بن رزام از اين سفر پشيمان شد و كوشيد عبد الله بن رواحه را بكشد ، ولى عبد الله متوجه شده او را كشت . هر يك از مسلمانان نيز يهودى همراهش را كشت و آنگونه كه در روايت ابن كثير آمده از آن سى مرد جز يك تن نجات نيافت . ( 2 ) همچنين بشير بن سعد را به همراه گروهى مركب از سى مرد به سوى بنى مره فرستاد . بنى مره بر آنان غلبه يافته ايشان را كشتند . تنها بشير بن سعد نجات يافت كه به سوى پيامبر بازگشت . پيامبر غالب بن سعد را به همراه يكصد مرد به سوى آنان روانه نمود كه بخشى از اموال بنى مره را به غنيمت گرفته به مدينه بازگشتند . به همين ترتيب گروههاى اعزامى پيامبر ، هرگاه آن حضرت خبر مىشد كه قبيله‌اى در انديشهء يورش يا خيانت است ، به بيرون از مدينه روان مىگشتند . با آنكه پيامبر يكسره در كار بود ، هيچ چيز او را از گسترش دعوتش به بيرون از شبه جزيره غافل نمىساخت ، بويژه كه دشمنانش در شبه جزيره يا تن به سازش داده بودند و يا در ترس از مسلمانان بسر مىبردند . اعراب پس از