هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )

230

سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )

عمر بن خطاب چنين و چنان مىگويد . پيامبر فرمود : تو به او چه پاسخ دادى ؟ اسماء نيز سخنان خود به عمر را بازگو كرد . پيامبر ( ص ) فرمود : او نسبت به من از شما سزاوارتر نيست . او و همراهانش يك هجرت دارند و شما كشتىنشينان دو هجرت داريد . غزالى در فقه السيره اين حديث را صحيح دانسته و افزوده است كه مسلم و بخارى آن را در كتب صحيح خود آورده‌اند . ( 1 ) سيره‌نويسان و حديث‌نگاران مىگويند : پيامبر ( ص ) از غنائم خيبر همانگونه كه به شركت‌كنندگان در فتح خيبر داد به جعفر و مهاجران همراهش نيز از آنها بخشيد ، ولى آنگونه كه در روايت بخارى آمده به هيچ‌كس جز ايشان از آن غنايم نداد . ( 2 ) رفتار پيامبر با يهوديان فدك و سرنوشت فدك در زندگانى پيامبر و پس از وفات او در كتابهاى سيره و تاريخ آمده است كه چون مسلمانان بر يهود خيبر چيره شدند و اموال ايشان را در اختيار گرفتند و ميان آنان و پيامبر ( ص ) قرارداد بسته شد كه زمين در دست آنان باقى بماند و ايشان در برابر نيمى از محصول در آن كار كنند و نيم ديگر از آن مسلمانان باشد ، اهالى فدك را وحشت گرفت و پنداشتند پيامبر به زودى با ايشان خواهد جنگيد و دانستند كه توانائى رودررواى با وى را ندارند . از اينرو پيش از آنكه آن حضرت به سوى ايشان روى بياورد به پيامبر پيغام دادند كه آمادگى دارند زمين و آنچه را در اختيار دارند به دست وى بسپارند تا خونشان حفظ گردد ، و پيشنهاد نمودند در ازاى نيمى از محصول در آنجا كار كنند و به آنچه كه آن حضرت با يهود خيبر قرار بسته پايبند باشند . پيامبر نيز با اين پيشنهاد موافقت فرمود و بر نيمى از محصول با آنان مصالحه كرد . از اينرو خيبر چون مسلمانان با جنگ بر آن استيلا يافته بودند ملك مسلمانان گشت ، ولى فدك از آن پيامبر شد و پيامبر ( ص ) در زمان زندگانى خود آن را به