هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )

19

سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )

( 1 ) غزوهء سويق طبيعى بود كه مشركان ، منافقان و يهوديانى كه در مدينه مانده بودند پس از آنچه بر سر همپيمانانشان ، بنى قينقاع ، آمد در خود فرو روند و مدينه آرامش يابد - اگر چه مانند آرامشى باشد كه هر طوفان و گرد بادى در پى خود دارد . مردم يك ماه تمام را بدون درگيرى گذراندند و آرامش بر مدينه خيمه زده بود . منافقان پس از آواره شدن همپيمانان خود و حادثهء بدر كه در گذشتهء نزديك اتفاق افتاده و گردنفرازان و بزرگان قريش را به زير افكنده بود در خود فرو رفته بودند . قبايل عرب درسى گرفته بودند كه هيچ‌يك از مردم تصورش را نمىكرد . مدينه و اطراف آن يك ماه در آرامش بسر برد و انتظار مىرفت ماه‌هاى ديگرى را در پى داشته باشد . ولى ابو سفيان نمىتوانست سرافكنده و زير بار خوارى شكست در مكه بسر برد ، بىآنكه اين انديشه را به ذهن اعراب شبه جزيره بازگرداند كه قريش بر خوارى صبر نمىكند و همواره نيرو و توان خويش را براى جنگ در اختيار دارد . ( 2 ) چنان كه يادآور شديم وى پس از جنگ بدر پيمان بسته بود با زنان آميزش نكند تا با محمد به جنگ پردازد ، از اينرو دويست سوار از قريش گرد آورد و به همراه ايشان پنهانى بسوى مدينه به راه افتاد تا به نزديك مدينه رسيد . وى شبانه به راه خود ادامه داد تا پيش از دميدن سپيده به محلهء بنى النضير رسيد . به در خانهء حى بن اخطب آمده درب را كوبيد ، ولى وى از باز كردن در خوددارى نمود . ابو سفيان از آنجا دور شد و به خانهء مردى بنام سلام بن مشكم كه از بزرگان بنى النضير بود رفت . ابو سفيان از او اجازهء ورود خواست ، سلام او را در خانه‌اش پذيرفت و با شراب از وى پذيرائى نمود و اخبار مسلمانان را به آگاهى ابو سفيان رساند . ابو سفيان به نزد همراهانش بازگشت و رفتند تا به عريض در نزديكى مدينه رسيدند . در آنجا مردى از انصار و يكى از وابستگانش را در زراعتشان يافتند ، آنان را كشتند و دو خانه