هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
189
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
پيامبر ( ص ) به وى آسيبى نرساندند . چون سلام را كشتند از ترس آنكه تعقيب كنندگان آنان را بگيرند با شتاب از خانه خارج شدند . اهالى خيبر از فريادها و شيونهاى زن سلام احساس كردند حادثهاى روى داده ، از اينرو به سوى وى شتافتند . سپس آتش افروخته در جستجوى كشندگان سلام بر آمدند . ولى آن گروه به جائى كه هيچ كس تصور نمىكرد پناه بردند ، سپس يكى از ايشان مخفيانه بىآنكه كسى متوجه شود به ميان جمعيت رفت تا از مرگ وى مطمئن شود . شنيد كه زن سلام مىگويد : من صداى ابن عتيك را شنيدم ، ولى از حرف خود برگشت و گفت : ابن عتيك كجا و اينجا كجا . آنگاه آنان بنزد پيامبر بازگشتند و هر كدام ادعا مىكرد او سلام را كشته است . ( 1 ) غزوهء بنى حيان و ذى قرد گروهى از نويسندگان سيرهء پيامبر مدعىاند كه غزوهء بنى حيان و ذى قرد پس از صلح حديبيه اتفاق افتادهاند . ابن سعد در طبقات بر اين نظر رفته كه اين دو غزوه پيش از حديبيه بودهاند . ابن هشام در سيرهء خود آنها را حدود شش ماه پس از غزوهء احزاب و كشتن بنى قريظه و پيش از غزوهء بنى المصطلق ، در ماه ربيع الاول ذكر كرده است . برخى نيز گفتهاند در جمادى الاولى بوده است . ( 2 ) پيامبر به همراه دويست تن از اصحابش به آهنگ بنى حيان از مدينه بيرون آمد تا انتقام هفت تن از اصحابش را كه بنى حيان در حدود دو سال پيش در كنار آب رجيع به آنان خيانت كرده بودند از ايشان بگيرد . هيچكس از مقصد پيامبر آگاهى نداشت ، مبادا كه خبر اين حركت به آن قوم برسد و بگريزند يا براى خويش احتياطهائى بخرج دهند . پيامبر وانمود كرد كه آهنگ شام دارد ، و با همراهانش شتابان راه سپرد تا به جايگاه بنى حيان رسيد . اتفاقا گروهى حركت سپاه آن حضرت را كه بسوى قبيلهء ايشان مىرفت ديده بنى حيان را از اين امر آگاه ساختند . آنان نيز خانههاى